کد مطلب: 9094 تعداد بازدید: ۳۲۵

بى اعتنائى به دنيا، عامل مهم پيشرفت هاى صدر اسلام

شنبه ۱۴ دى ۱۳۹۲
يكى از چيزهايى كه عامل پيشرفت اسلام بود، اعتماد به خدا و احكام الهى بود، آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ. خود پيامبر و مومنين صدر اول، از اعماق دل به پيام اسلام معتقد بودند، اسلام را، كافى بودن اسلام را، براى نجات، شعارهاى اسلامى را، حقايق اسلامى را، حقيقتا از بن دندان قبول داشتند. اين ايمان، عامل بسيار مهمى است.
يك عامل ديگر، لااقل در رأس اين حركت اين بود كه به خود - آنچه كه به شخص و به بهره منديهاى مادى براى خود انسان برمى گردد - بى اعتنا بودند، اين عامل بسيار مهمى است. اين همه كه ما در روايات، در نهج البلاغه، در كلمات نبى اكرم و ائمه(عليهم السلام) و بزرگان درباره بى رغبتى به دنيا و بى اعتنايى به زخارف دنيا براى شخص خود تاكيد و توصيه داريم، به خاطر تاثير عظيم اين عامل است. البته دشمنان اسلام و كج فهمان مسلمين، گمان كردند يا وانمود كردند كه اگر در اسلام گفته شده است زهد، يعنى دنبال دنيا به معناى مظاهر عالم وجود و مظاهر زندگى نرويد، در حالى كه مساله اين نبود، بلكه دنياى بد و دنياى مذموم و اين كه من و شما، خود و منافع مادى خودمان را هدف قرار بدهيم و دنبال آن باشيم، مورد نظر بود، اين، آن چيزى است كه بيچاره كننده و ويران كننده و اساس بدبختيهاست
اولياى خدا - آن كسانى كه توانستند آن پرچم را محكم در دست بگيرند و اين راه دشوار را راحت، بدون خستگى و بدون از پا افتادن پيش ببرند - كسانى بودند كه از اين گردنه گذشتند.
لذا در اين دعاى بسيار خوش مضمون ندبه - كه در ابتداى آن، خداى متعال را بر آنچه كه براى اوليايش پيش آورده است، حمد مى كند، كه يكى از آن زيباترين و پرمغزترين مفاهيم، بخصوص در اين عبارات و جملات اول دعا مندرج است - مى فرمايد: بعد ان شرطت عليهم الزهد فى درجات هذه الدنيا الدينه و زخرفها و زبرجها، آنها را به بالاترين مراتب و مدارج تكامل و تعالى معنوى رساندى، آن نعمتهايى كه
لاَ زَوالَ لَهُ وَ لاَ اضْمِحْلالَ. اين نعمتها را به آنها دادى و انتخابشان كردى، اما اين شرط را برايشان گذاشتى. پيامبر در بالاترين نقطه تعالى وجودى انسان است، اين بدون كمك الهى كه ممكن نيست، بدون زمينه دادن خدا كه ممكن نيست، اما خدا اين امتياز را در مقابل يك شرط مى دهد: الزُّهْدَ فى دَرَجاتِ هذِهِ الدُّنْيَا الدَّنِيَّةِ وَزُخْرُفِها وَزِبْرِجِها فَشَرَطُوا لَكَ ذلِكَ، قبول كردم و عمل كردم. لذا عنصرى مثل پيامبر و اميرالمومنين به وجود مى آيد، پولادين، خسته نشو، تمام نشو، بارى را بر دوش مى گيرند كه اين بار، فقط مخصوص زمان خودشان نيست، حركتى را به وجود مى آورند كه با پايان عمر خودشان، پايان پيدا نمى كند.
اين حركت ادامه دارد، شما الان ببينيد، بعد از گذشتن چهارده قرن، همچنان اسلام مى درخشد، همه اينها برروى محور همان وجود عظيم و همان مجاهدتهاست، آنهاست كه دارد اين طور اين حركت را تداوم مى بخشد. البته آنچه كه مسلمانان و مومنين و بزرگان هم در بين راه انجام دادند، كمك كرده است
(1)
 
امام خامنه اى، حديث ولايت تاريخ سخنزانى 15/8/1378