کد مطلب: 9019 تعداد بازدید: ۳۰۰

امر به معروف و نهى از منكر در معاشرتها

سه شنبه ۳ دى ۱۳۹۲
گـفـتـيـم كـه اسـلام بـى تـفـاوتـى انـسـان در بـرخـورد بـا اعـمـال ديـگـران را نـمى پسندد و هر كس را به فراخور توانايى و نفوذ كلمه اش در ارتباط با آنچه از ديگران سر مى زند؛ مسؤول مى داند. اين دستور و معيار كلّى، بر آداب معاشرت اسلامى نيز حاكميّت دارد؛ به اين معنا كه هر مسلمانى وظيفه دارد، از فرصتهاى به دست آمده در معاشرت و همنشينى با ديگران ـ هر چند براى مدّتى كوتاه ـ در جهت انجام فريضه امر به معروف و نهى از منكر، استفاده كند.
از آنـجـا كه معاشرت با ديگران، ابتدا از محيط خانواده ـ كه كوچكترين واحد اجتماعى است ـ آغاز مـى شـود و بـه واحـدهاى بزرگتر جامعه منتهى مى گردد، انجام وظيفه امر به معروف و نهى از مـنـكـر نـيـز، ابـتـدا بـايـد در جـمـع خـانـواده جـامـه عـمـل بـپـوشـد و بـا تـكـامـل تـدريـجـى شـنـاخـت افـراد، از معروف و منكر و شيوه هاى صحيح امر و نهى، مسؤوليّت اجـتـمـاعـى آنان نيز آغاز شود. از اين رو، بررسى موضوع امر به معروف و نهى از منكر را نيز به همين ترتيب، در دو بخش، (خانواده ) و (اجتماع ) پى مى گيريم.
محيط خانواده
ضـرورت امـر بـه مـعـروف و نـهـى از مـنكر در محيط خانواده بر كسى پوشيده نيست. افراد يك خـانـواده بايد نسبت به كارهاى هم نظارت آگاهانه و دلسوزانه داشته باشند و يكديگر را در بهتر سازى زندگى مادّى و معنوى، يارى رسانند.
هر چند محيط خانواده، نسبت به ساير محيطهاى اجتماعى، كوچك و محدود است، ليكن بعكس، زمينه امـر بـه مـعـروف و نهى از منكر، در اين محيط بمراتب گسترده تر و مسؤوليّت هر يك از افراد به مراتب سنگينتر است.
تـوضـيـح مـطـلب ايـنـكه، انسان چون در سطح جامعه، از زندگى خصوصى افراد و چگونگى واكنشهاى آنان در برابر پديده هاى گوناگون، اطّلاع محدودترى دارد، تكليفش نيز نسبت به آنـان سـبـكـتـر خـواهـد بـود. او تا زمانى كه توانايى و شرايط انجام معروف را در كسى احراز نـكـرده، مـوظـّف نـيـسـت، او را امـر بـه مـعـروف كـنـد و نـيـز تـا كـسـى را در حـال انـجام منكر نديده، تكليف نهى ندارد و به دليل معاشرت محدود چنين زمينه اى كمتر برايش پـيـش ‍ مـى آيـد؛ ولى در خـصـوص اعـضـاى خـانـواده، قـضـيـّه بـه اين صورت نيست، زيرا به دليـل دائمـى اعـضـاى خانواده با يكديگر، هر كدام بطور دقيق، در جريان جزئى ترين اقدامات مـثـبـت و مـنـفـى ديـگـرى قـرار مـى گـيـرد و نـسـبـت بـه آن عـلم پـيـدا مـى كـنـد. حـصـول چـنـيـن عـلمـى مـوجـب بـروز تـكـليـف مـى شـود و چـون عـلم در ابـعـاد مـخـتـلف از قـبـيل آداب زندگى، نحوه انجام واجبات دينى، انتخاب دوست، گزينش همسر، رشته تحصيلى، چـگـونـگى فعّاليّتهاى اقتصادى و ...حاصل مى شود، تكليف امر و نهى نيز همه ابعاد و زواياى زنـدگى را مى پوشاند. به همين جهت، در قرآن كريم و روايات معصومين(عليهم السلام)، علاوه بـر دستورهاى تأكيدآميزى كه بطور عمومى در مورد امر به معروف و نهى از منكر رسيده، در مورد امر و نهى در محيط خانواده نيز بطور خاصّ سفارش شده است.
قرآن كريم در اين باره مى فرمايد:
(يا اَيُّهَا الَّذينَ امَنُوا قُوا اَنْفُسَكُمْ وَ اَهْليكُمْ ناراً وَ قُودُهَا النّاسُ وَالْحِجارَةُ....)
(1)
 اى كـسـانـى كـه ايـمـان آورده ايـد! خود و خانواده تان را از آتشى كه هيزم آن مردم و سنگها هستند، نگه داريد.
امام صادق(عليه السلام) در تفسير آيه مزبور فرمود:
(آنـهـا (اعـضـاى خـانـواده خـود) را به آنچه خداوند دستور داده فرمان دهيد و از آنچه او بر حذر داشـته، نهى كنيد، پس اگر از تو فرمان بردند، ايشان را از آتش نگه داشته و فرمان خدا را مـحـقـّق سـاخـتـه اى، امـّا اگـر نـافـرمـانـى كـردنـد، تـو مـسـؤوليـّت خـويـش را انـجـام داده اى.)(2)
وقتى آيه شريفه بالا نازل شد و مضمون آن به اطّلاع مردم رسيد، يكى از مسلمانان در گوشه اى نشست و بناى گريستن گذارد. عدّه اى علّت گريه اش را جويا شدند، در پاسخ گفت:
(من از اصلاح خود ناتوانم و خوف آن دارم كه گرفتار دوزخ شوم. اينك خداوند نجات خانواده ام از عذاب جهنّم را نيز از من خواسته است.)
گريه و سخن او را به رسول خدا(صلى اللّه عليه و آله) گزارش دادند. حضرت به او فرمود:
([اندوهگين مباش!] همين مقدار كه آنان را به آنچه خودت انجام مى دهى، امر كنى و از آنچه خودت تـرك مـى كـنـى، بـازدارى، كـفـايـت مـى كـنـد [و رسـالت اسـلامـى خـويـش را انـجـام داده اى].)(3)
محيط اجتماع
از ديدگاه اسلام، سرنوشت فرد و جامعه، از هم جدا نيست و صلاح و فساد هر يك در ديگرى مؤثـر اسـت. از ايـن رو، هـيـچ كـس نـبـايـد بـه ايـن دليـل كـه خـود بـه وظـايـفـش عـمـل مـى كـنـد، نـسـبت به كارها و سرنوشت ديگران بى تفاوت باشد. بى توجّهى و اهانت به ارزشهاى الهى، حتّى اگر از سوى تعداد كمى از مردم صورت بگيرد، خواه ناخواه پس از مدتى در جـامـعـه تأثـيـر مـى گذارد. از رسول خدا(صلى اللّه عليه و آله) در اين مورد تشبيه جالبى نقل شده است. آن حضرت مى فرمايد:
(يـك گـنـهـكـار در مـيان مردم، مانند كسى است كه با گروهى سوار كشتى شده و در وسط دريا تصميم مى گيرد كه قسمتى از كشتى را كه خودش در آنجا نشسته، سوراخ كند. اگر ديگران او را از اين كار خطرناك باز ندارند و با استناد به اينكه او جاى نشستن خودش را سوراخ مى كند و بـه محلّى كه ما در آن نشسته ايم، كارى ندارد، به او كارى نداشته باشند و او موفّق شود، نـيـّت نـادرسـت خـود را عـمـلى سـازد، بـا نـفـوذ آب بـه داخل كشتى، همه غرق و نابود خواهند شد.)(4)
ارتـكـاب گـناه و انجام منكرات، اگر بخواهد بطور علنى در سطح اجتماع شيوع پيدا كند، به زيان همه مردم خواهد بود و زيان آنها دير يا زود، دامنگير همه افراد خواهد شد.
در ايـنـجا وظيفه اسلامى، انسانى همگان ايجاب مى كند كه با دقّت در نحوه معاشرتها و برپا داشـتـن امـر به معروف و نهى از منكر، محيطى پاك و سالم به وجود آورند كه در آن، تمايلات نـاصـواب و هـوسهاى آلوده شيطانى، زمينه بروز و ظهور پيدا نكند و افرادى كه بطور عادى سرگرم تحصيل و كار هستند، ناخواسته در معرض گناه و لغزش قرار نگيرند.
در روايات رسيده از پيشوايان بزرگوار اسلام نيز به اين حقيقت تصريح شده است كه منكرات و گـنـاهـان اگـر بـطـور عـلنـى در سـطـح جـامـعـه شـيـوع يـابـنـد و كـسـى در قبال آنها واكنش منفى نشان ندهد، فرايند آنها گريبانگير عموم مردم خواهد شد.
امـام صـادق(عـليـه السـلام)، در ايـن بـاره از قـول رسول خدا(صلى اللّه عليه و آله) چنين نقل كرده است:
(إِنَّ الْمَعْصِيَةَ اءِذا عَمِلَ بِهَا الْعَبْدُ سِرّاً لَمْ تَضُرَّ اِلاّ عامِلَها، وَ اِذا عَمِلَ بِها عَلانِيَةً وَ لَمْ يُغَيَّرْ عَلَيْهِ، اءَضَرَّتِ الْعامَّةَ)
هـر گـاه بـنـده بـطـور پـنـهـانـى معصيتى مرتكب شود، جز خودش از آنان زيان نمى بيند، ولى هـرگاه آشكارا معصيت كند و با او برخوردى ـ از سوى ديگران ـ صورت نگيرد، همه جامعه از آن زيان خواهند ديد.
آنگاه امام صادق(عليه السلام)، در بيان علّت اين تفاوت فرمود:
(وَ ذلِكَ اءَنَّهُ يُذِلُّ بِعَمَلِهِ دينَ اللّهِ وَ يَقْتَدى بِهِ اءَهْلُ عَداوَةِ اللّهِ)(5)
ايـن، بـدان خـاطـر اسـت كـه او بـا انـجـام ايـن عـمـل (گـنـاه) ديـن خـدا را ذليل مى كند و دشمنان خدا نيز (جسارت يافته) به او اقتدا مى كنند.
در امـر بـه معروف و نهى از منكر، آنچه بسيار مهمّ است، اطّلاع و توجّه به شيوه هاى امر و نهى اسـت؛ زيـرا چـه بـسـا بـه كـارگيرى يك شيوه نادرست موجب شود كه امر به معروف و نهى از منكر، بى نتيجه بماند، يا خداى نخواسته، در طرف، اثر معكوس بر جاى گذارد.
شـنـاخـت معروف و منكر و اطّلاع از شيوه هاى امر و نهى و ضرورت به كار بستن اين شيوه ها به اندازه اى مهمّ است كه پيشوايان بزرگوار اسلام از انجام اين دو فريضه بزرگ توسّط افراد ناآگاه از معروف و منكر منع كرده اند.
رسول خدا(صلى اللّه عليه و آله) در اين باره مى فرمايد:
(مَنْ عَمِلَ عَلى غَيْرِ عِلْمٍ كانَ ما يُفْسِدُ اءَكْثَرَ مِمّا يُصْلِحُ)(6)
كـسـى كـه جـاهـلانـه، دسـت بـه اقـدامـى بـزنـد، مـفـاسـد كـارش بـيـشـتـر از مـصـالح آن خـواهد بود.(7)
بـنـابراين، شايسته است قدرى درباره شيوه هاى صحيح امر به معروف و نهى از منكر توضيح دهيم، بويژه اينكه رعايت اين شيوه ها خود از مهمترين آداب معاشرت اسلامى نيز هست.
 
 
پي نوشت ها
1- تحريم (66)، آيه 6.
2- وسائل الشيعه، ج 11، ص 418.
3- همان، ص 417.
4- تفسير نمونه، ج 3، ص 38.
5- بحارالانوار، ج 100، ص 78.
6- اصول كافى، ج 1، ص 35.
7- بـديـهـى است كه اين سخن، به معناى اسقاط تكليف دائمى از كسانى كه خير و شر را بخوبى نمى شناسند و روشهاى صحيح امر به معروف و نهى از منكر را نمى دانند، نيست. آنان نـيـز مـوظـّفـنـد، ابـتـدا خـود را در ايـن جـهـت تـقـويـت كـنـنـد و تكامل بخشند، آنگاه نسبت به انجام واجب الهى يعنى امر به معروف و نهى از منكر اقدام نمايند.
 
ادامه دارد...