کد مطلب: 9009 تعداد بازدید: ۲۴۴

اهميّت امر به معروف و نهى از منكر

دوشنبه ۲ دى ۱۳۹۲
در اهـمـيـّت امـر بـه مـعـروف و نهى از منكر، همين بس، كه حفظ دين در همه ابعادش به اجراى آن بـسـتـگـى دارد. جـوامـع انـسـانـى در پـرتو عمل به اين دو فريضه، از پرتگاه سقوط، نجات يـافـته و به اوج كمال، پَر مى گشايند. اين دو به منزله ضمانت اجرا و پشتوانه عملى ساير وظايف فردى و اجتماعى در ابعاد مختلف سياسى، اقتصادى، فرهنگى و ...است.
قرآن كريم از امر به معروف و نهى از منكر به عنوان دو وظيفه مهمّ امّت اسلامى ياد مى كند و مى فرمايد:
(وَلْتـَكـُنْ مـِنـْكـُمْ اُمَّةٌ يـَدْعـُونَ اِلىَ الْخـَيْرِ يَاْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اوُلئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ)(1)
بـايـد گـروهى از ميان شما به نيكى دعوت كنند و امر به معروف و نهى از منكر نمايند و اينان همان رستگارانند.
در آيـه اى ديـگر، انجام امر به معروف و نهى از منكر را از مهمترين اهداف و آرمانهاى مجاهدان راه خدا و يارى كنندگان دين او دانسته، مى فرمايد:
(اَلَّذيـنَ اِنْ مـَكَّنـّاهـُمْ فـِى الاَْرْضِ اَقـامـُوا الصَّلوةَ وَ اتـَوُا الزَّكـوةَ وَ اَمَرُوا بِالْمَعْروُفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ...)(2)
هـمـان كـسـانـى كه هرگاه در زمين به آنها قدرت بخشيديم، نماز را برپا مى دارند، زكات مى پردازند، امر به معروف و نهى از منكر مى كنند... .
در مـتـون اسـلامـى هـيـچ يـك از عبادات و اعمال شايسته، بجز امر به معروف و نهى از منكر، به عـنـوان عامل برپايى دين و ضامن بقا و استمرار شريعت معرفى نشده است. امير مؤ منان (صلوات اللّه عليه) در اين باره مى فرمايد:
(قِوامُ الشَّريعَةِ الاَْمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْىُ عَنِ الْمُنْكَرِ)(3)
ـ تضمين كننده ـ برپايى شريعت و نظام دين، امر به معروف و نهى از منكر است.
و نـيـز آن حـضـرت، در مـقـايـسـه اى شـگـفـت انـگـيز، بين امر به معروف و نهى از منكر و ساير اعمال شايسته ـ حتّى جهاد در راه خدا ـ مى فرمايد:
(وَ مـا اءَعـْمـالُ الْبِرِّ كُلُّها وَالْجِهادُ فى سَبيلِ اللّهِ عِنْدَ الاَْمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْىِ عَنِ الْمُنْكَرِ، اِلاّ كَنَفْثَةٍ فى بَحْرٍ لُجِّي)(4)
تـمـامـى اعمال ارزشمند، حتّى جهاد در راه خدا، در مقايسه با امر به معروف و نهى از منكر، چيزى افزون بر قطره در برابر دريايى عميق و موّاج نيست.
 
پي نوشت
1- آل عمران (3)، آيه 104.
2- حج (22)، آيه 41.
3- شرح غررالحكم و دررالكلم، ج 4، ص 518.
4- نهج البلاغه، حكمت 366، ص 1263.
 
ادامه دارد...