کد مطلب: 18403 تعداد بازدید: ۹۰۵

عوامل آسيب زای خانواده از نگاه قرآن

شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۵
خانواده رکن اساسی جامعه ی انسانی است و شرط پویایی و استواری آن، وجود روابط صحیح و پایدار میان همسران است. پایداری و استواری روابط بین زن و شوهر زمانی تداوم خواهد ماند که هیچ مانع و سدی مابین همسران نباشد. طبق آیات و روایات در میان همسران عواملی وجود دارد که می توان از آن به عنوان آفت روابط همسران یاد نمود. در این مقاله آسیب های که می توانست روابط مابین همسران را با خطرات جدیتری مواجه سازد بررسی و تبیین شده است که این عوامل آسیب زا به سه دسته کلی مانند: 1- آسيب هايى مرتبط با مرد؛ 2. آسيب هاى مرتبط با زن؛ 3 آسيب هاى كلّى خانواده ؛ تقسیم بندی شده است که طبق آیات و روایات تبین و بررسی شده است. کلمات کلیدی: قرآن، خانواده، آیات، آسیب ها، تحکیم

 

«بسم الله الرحمن الرحیم»

موضوع: عوامل آسيب زای خانواده از نگاه قرآن

نویسنده:حبیبه شاهنده

 

 

      چکیده

    خانواده رکن اساسی جامعه ی انسانی است و شرط پویایی و استواری آن، وجودروابط صحیح و پایدار میان همسران است. پایداری و استواری روابط بین زن و شوهر زمانی تداوم خواهد ماند که هیچ مانع و سدی مابین همسران نباشد.  طبق آیات و روایات در میان همسران عواملی وجود دارد که می توان از آن به عنوان آفت روابط همسران یاد نمود. در این مقاله آسیب های که می توانست روابط مابین همسران را با خطرات جدیتری مواجه سازد بررسی و تبیین شده است که این عوامل آسیب زا به سه دسته کلی مانند: 1- آسيب هايى مرتبط با مرد؛ 2. آسيب هاى مرتبط با زن؛ 3 آسيب هاى كلّى خانواده ؛ تقسیم بندی شده است که طبق آیات و روایات تبین و بررسی شده است.

کلمات کلیدی: قرآن، خانواده، آیات، آسیب ها، تحکیم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

        فهرست                                                                         صفحه

مقدمه.......................................................................................................................4

تعریف خانواده.........................................................................................................6

عوامل آسیب زای خانواده.........................................................................................6

عوامل آسیب زا از طرف شوهر بر زن.......................................................................6

عوامل آسیب زا از طرف  زن بر شوهر.......................................................................11

عوامل آسیب زا از طرف دیگران...............................................................................14

بحث و نتیجه گیری................................................................................................17

منابع....................................................................................................................18

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

      خانوده به عنوان اولین نهاد اجتماعی، اصلی ترین و اساسی ترین رکن جامعه و بستر فرهنگ های گوناگون و زمینه ساز بدبختی و خوشبختی بشر و امت ها به شمار می آید كه این نهاد،  بر پايه ازدواج مرد و زن ، شكل مى گيرد و با توليد مثل ، گسترش مى يابد . دراين نهاد ، پایه اولیه شخصیت انسان  صورت می پذیرد و مهم ترين عامل تكامل جامعه بشر است و به همین خاطر در اسلام، برای تأسیس و استوار سازی این نهاد و پیشگیری از فروپاشی  آن، برنامه های و رهنمود های متکامل و بسیار مهمی ارائه نموده است.

     و بنابراین، اسلام ـ كه برنامه تكامل انسان است ـ ، براى تأسيس و تحكيم اين نهاد سرنوشت ساز و پيشگيرى از فروپاشى آن ، رهنمودهاى بسيار مهمى ارائه كرده است . تأمل در اين رهنمودها و مقايسه آنها با آنچه در ساير مكاتب در باره خانواده ديده مى شود ، به روشنى نشان مى دهد كه اين مكتب ، ريشه در وحى الهى دارد و منطبق با فطرت انسانى است و براى صيانت خانواده و پيشگيرى از فرو پاشى آن ، راهى جز عمل به رهنمودهاى اين آيين الهى نيست

  نهادهاي اجتماعي هر يك براي برآوردن نيازي از نيازهاي اساسي بشر پديد آمده اند. نهاد خانواده نيز در پي سامان بخشيدن به نيازهاي جنسي و توليد نسل و سكونت و آرامش روحي است. اما با اين وصف، نهاد خانواده در تعامل با ساير نهادهاي اجتماعي اشكال و صور متنوّعي مي يابد، روابط اعضاي خانواده را دگرگون مي كند و كاركردهاي آن را به چالش مي كشاند.

  خانواده از ابتدای تاریخ تاکنون، به عنون اصلی‏ترین نهاد اجتماعی، زیربنای جوامع و خاستگاه فرهنگ‏ها، تمدن‏ها و تاریخ بشر بوده است. پرداختن به این بنای مقدس و بنیادین و هدایت آن به جایگاه واقعی‏ اش، همواره سبب اصلاح خانواده بزرگ انسانی و غفلت از آن، موجب دور شدن بشر از حیات حقیقی و سقوط به ورطه نابودی بوده است. اسلام به عنوان مکتبی انسان‏ساز، بیشترین توجه را به والایی خانواده دارد. از این رو، این نهاد مقدس را کانون تربیت می‏شمرد. نیک‏بختی و بدبختی جامعه انسانی را نیز به صلاح و فساد این بنا وابسته می‏داند و هدف از تشکیل خانواده را تأمین نیازهای عاطفی و معنوی انسان از جمله دست‏یابی به آرامش برمی‏شمارد.

   خانواده دارای کارکردهای گوناگونی از جمله محیط آرامش برای خانواده، محل امن، محل رابطه قدسی،  محل ذکر و تلاوت آیات الهی و غیره است که خداوند در مورد محل تسکین و آرامش  در سوره نحل، آیه 80، می فرمایند: « و الله جعل لکم من بیوتکم سکنا»[1]، (خداوند از خانه های شما محل سکونت و آرامش برایتان قرار داد). که اگر این کاکردها در خانواده وجود نداشته باشد آسیب های جبران ناپذیری برای اساس تحکیم خانواده به وجود خواهد آمد. اعضای خانواده نبیاز به آرامش، نیاز به امنیت دارد همچنین زن و شوهر نیاز به رفع عرایز جنسی و رابطه مشروع دارد که طریق آن بتوانند به آرامش روحی و روانی برسند که در صورت نبود آن، عواقب بسیار خطرناکی برای خانواده در پی خواهد امد که همچنان که در آمار ها این عواقب از جمله آمار طلاق مشاهده می شود زمانی که در خانواده نیازهای اساسی از جمله رفع غرایز جنسی و غیره برطرف نمی شود در فضای خانواده اغتشاش و به دنبال آن طلاق عاطفی و جدایی و عواقب دیگری مشاهده می شود

  افزایش آمار طلاق، به عنوان مغبوض ترین حلال الهی و کاهش درخواست برای ازدواج و افزایش سن ازدواج نشان می دهد نهاد خانواده به هر دلیل نتوانسته احساس رضایتمندی را در زوجین ایجاد کند یا بر مطلوبیت آزادی های فردی و کسب موفقیت های اجتماعی و شغلی، غلبه کند. در گزارشی در تاریخ ۱۳۹۳/۷/۹ اعلام شد ۸۰ درصد طلاق‌ها در ایران در جوانان زیر ۳۰ سال است، «معاون امور جوانان و ساماندهی وزارت ورزش و جوانان ایران»، محمود گلزاری اعلام‌کرد ۸۰ درصد ازدواج‌هایی که در ایران به طلاق منجر می‌شوند طلاق‌های در میان جوانان زیر ۳۰ سال است؛ و بخش عمده این طلاق‌ها نیز به دلیل انتخاب نامناسب همسر است[2]· آمار بالای زنان متقاضی طلاق نسبت به گذشته نشان می دهد میزان رضایتمندی زنان از زندگی در نهاد خانواده بیش از مردان کاهش یافته است.

    در واقع اگر خانواده نتواند زمینه و بستر مناسبی برای آرامش خانواده باشد با  آسیب های زیادی از جمله طلاق مواجه خواهد شد که از هدف از نگارش این مقاله هم تبین و بررسی عوامل به وجود آورنده آسیب ها در خانواده است که بر آساس آیات قرآنی به تحلیل و بررسی این آسیب ها و آفت های خواهد پرداخت؟

  آنچه در این مقاله در پی پاسخ گویی به آن خواهیم بود این سوالات می تواند باشد: عوامل آسیب زای خانواده از منظر قرآن کدامند؟ برای جبران این آسیب های چه راهکاری می توان ارائه نمود؟

    در این مقاله  ابتدا به تعریف مفاهیم و اصطلاحات خواهیم پرداخت و سپس به عوامل آسیب زا از منظر قران که می تواند فروپاشی خانواده را به وجود آورد خواهیم پرداخت.

         1-تعریف خانواده:

     تعاریف متعددی از خانواده ارائه شده است که این تعاریف  عبارتند از: خانواده گروهي ازافراد است كه از طريق هم خونی، ازدواج يا فرزندخواندگي به هم پيوند خورده وكاركرد اجتماعي اصلي آن‌ها توليد مثل است.»[3].   خانواده متشكل از افرادي است كه از طريق پيوند زناشويي، هم‌خوني يا پذيرشفرزند با يكديگر به عنوان زن، مادر، پدر، شوهر، برادر، خواهر و فرزند درارتباط متقابل هستند؛ فرهنگ مشترك پديد مي‌آورند و در واحد خاص زندگيمي‌كنند.»[4]  و یا خانواده همچون گروهي ازافراد است كه روابط آنان با يكديگر بر اساس هم‌خوني شكل مي‌گيرد و نسبت بهيكديگر خويشاوند محسوب مي‌شوند.»[5]. برگس ولاك مى‏نويسد:«خانوادهگروهى است متشكل از افرادى كه از طريق پيوند زناشويى، همخونى، و يا پذيرش(به عنوان فرزند) با يكديگر به عنوان شوهر، زن، مادر، پدر، برادر و خواهردر ارتباط متقابلند و فرهنگ مشتركى پديد آورده و در واحد خاصى زندگىمى‏كنند.»[6].  مك آيور از ديگر جامعه‏شناسان خانواده مى‏گويد:«خانواده گروهى است داراى روابط جنسى چنان پايا و مشخص كه به توليدمثل و تربيت فرزندان منجر گردد.»[7]

    سازمان ملل متحد (1994) ، خانواده را چنين تعريفمي‌ نماید: «خانواده يا خانوار به گروه دو يا چند نفره‌اي اطلاق مي‌شود كه باهم زندگي مي‌كنند؛ درآمد مشترك براي غذا و ديگر ضروريات زندگي دارند و ازطريق خون، فرزندخواندگي يا ازدواج، با هم نسبت دارند. در يك خانواده ممكناست يك يا چند خانواده زندگي كنند، تمام خانوارها، هم خانواده نيستند»[8]

     2 -عوامل آسیب زای خانواده

  آسیب ها، آفاتی هستند که می توانند ریشه و اساس تحکیم خانواده را برهم زند و و انواع اختلاف ها و بحث و جدال را در خانواده بوجود آورد  كه معمولاً این آسیب ها یا از ناحیه زن و یا شوهر هستند و یا از ناحیه  پدر یا مادر و یا اشخاص دیگر از جمله خواهر و برادر، خاله و عمو و ..، که هر یک از آنها می تواند آفتی برای ایجاد اختلاف در میان خانواده باشد . این آسیب ها عبارت اند از:

   1-2- عوامل آسیب زا از طرف شوهر بر زن

    الف- بد اخلاقی و بدخویی

     بداخلاقی و بدخویی یکی از ،آفتها و آسیب زای در خانواده است که از طرف مرد بر زن اعمال می شود و زنها را نسبت به مرد بدبین می کند بداخلاقی مرد در خانه محیط خانواده را مسموم کرده و فروپاشی خانواده را به وجود آورد آمار فعلي دادگاه هاي خانواده، بدخويي مرد را از علت هاي قابل توجه متلاشي شدن خانواده برمي شمرند. بر همين اساس، با وجود ترغيب به تزويج جوانان از سوي اسلام، امام رضا(ع) در راهنمايي حسين بن بشار كه خويشاوند بدخويش به خواستگاري دخترش آمده است، مى فرمايد: «لا تُزَوِّجهُ إن كانَ سَيِّئَ الخُلُقِ».[9]  (اگر بدخُلق است، دخترت را به همسرى وى در نياور. ) همچنین در روایتی دیگری از امام على عليه السلام آمده است«:كسى كه بداخلاق است ، خانواده اش از او خسته [و بيزار] مى شوند»[10]

      خوش اخلاقی و خوش خلقی، از عوامل تحكيم بنیان خانواده  است که روابط و دوستی میان اعضای خانواده را مستحکم و استوار می سازد . از پيامبر خدا صلى اللهعليه و آله روايت شده كه مى فرمايد : «حُسنُ الخُلقِ يُثبِتُ المَوَدَّةَ»[11]) خوش خويى ، دوستى را استوار مى كند). اين وظيفه نيز ميان مرد و زن،مشترك است؛ امّا از آن جا كه مرد ، رياست خانواده را به عهده دارد ،درباره داشتن خوىِ نيكو ، به او بيشتر توصيه شده است.  همچنین در حديثى ديگر ازپیامبر(ص) آمده است : «أحسَنُ النّاسِ ايمانا أحسَنُهُم خُلُقا وألطَفُهُمبِأهلِهِ ، وأنا ألطَفُكُم بِأهلي»[12] ( شايسته ترينِ مردمان ، از جهت ايمان، كسى است كه خوش اخلاق ترينِ آنها باشد و با خانواده اش مهربان تر باشد ،و من ، مهربان ترين شما با خانواده ام هستم) . همچنين با اين كه خوش رفتارىمتقابل مرد و زن براى تحكيم پيوند خانوادگى ضرورى به نظر می رسد ، امّا قرآن كريم بهمردها اين گونه توصيه و سفارش مى فرمايد: «وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنكَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْـئا وَيَجْعَلَ اللَّهُفِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا »[13]

      ب- عدم مدارا به زن

     مدارا نکردن مرد با همسر خود می تواند آسیب های برای خانواده بوجود اورد و پیامدهای جبران ناپذیری بر پیکره خانواده بگذارد. و به همین سبب ممکن است در طول زندگی مشترک، به دلیل برخی از مسائل، از میزان مهر و محبت زن و شوهر نسبت به هم کاسته شود . و یا ممکن است وجود برخی از خصوصیات اخلاقی در زن و یا شوهر، کدورت و دلسردی در بین ایشان ایجاد کند و زوجین تصور کنند که می توانند از طریق جدایی، زندگی بهتری را برای خود فراهم آورند . قرآن کریم با توجه به اهمیت لزوم حفظ نظام خانواده و نیز با توجه به این که حق طلاق در دست مردان است، خطاب به ایشان می فرماید:  «فان کرهتموهن فعسی ان تکرهوا شیئا و یجعل الله فیه خیرا کثیرا»[14]و اگر از آن ها (به جهتی) کراهت داشتید (فورا تصمیم به جدایی نگیرید)، چه بسا چیزی خوشایند شما نباشد، و خداوند خیر فراوانی در آن قرار می دهد.

    در این آیه، به مردان توصیه شده است که نسبت به همسران خود مدارا نمایند; هر چند که مورد پسند و رضای شما نباشند . و در مقابل، برای کسانی که چنین رفتار نمایند، مژده «خیر کثیر» می دهد; زیرا انسان به جهت محدودیت علم و دانش، از بسیاری از مطالب بی اطلاع است. و نیز امام علی ( علیه السلام) در رابطه با مدارا کردن به مردان چنین می فرمایند: «فدارها علی کل حال و احسن الصحبة لها لیصفوا عیشک»[15]در هر حال، با همسرت مدارا کن و با او به نیکی معاشرت نما، تا زندگیت با صفا شود.

    مرد باید بداند که غرائز و احساسات او، با غرائز و احساسات همسرش متفاوت است و هر یک برای مقصودی خاص خلق شده اند. هر یک از زن و شوهر، باید وظایف و تکالیف خود را انجام دهد و برای دیگری ایجاد مزاحمت ننماید . مرد هیچ گاه نباید از همسرش انتظار داشته باشد که مطابق او فکر کند، یا مثل او عمل نماید . بلکه باید در مقابل گفتار و رفتار او مدارا پیشه کند تا زندگی برای هر دویشان شیرین و لذت بخش گردد

     پ-  آزار و اذیت کردن همسر

    آزار و اذیت کردن زن از سوی مرد یکی دیگر از عوامل آسیب زای خانواده است که متاسفانه به علت ناآگاهی مرد نسبت به روحیه زن که از یک محیط گرم و محبت آمیز قدم به خانه ناآشنای همسر می گذارد نسبت به او بی مهربانی کرده و وی را اذیت کرده و به طریق پایه آسیب محیط خانه را رقم می زند  . زن دوست دارد از طرف مرد مورد احترام قرار گرفته و مورد محبت قرار گیرد و دوست دارد به مرد خود محبت کند.

     در اين حالت، اگر در قبال محبّت و تلاشى كه بروز مى دهد ، پاسخ محبّت آميز نگيرد و حتّى در عوض آن ، آزار ببيند، دير يا زود، از محبّت دهى ، دست مى كشد و كانونى كه بايد با محبت و مودّت گرم شود ، به سردى مى گرايد . روشن است كه كمتر همسرى با اين وضعيت ، حاضر به ادامه زندگى است و اگر هم آن را ادامه دهد ، چنين زندگى اى را نمى توان يك زندگى سالم و يك كانون پُرحرارت خوانْد.  از پيامبر اکرم (صلی الله علیه وآله والسلم) در رابطه آمده است: «مَن أضَرَّ بِامرَأةٍ حَتّى تَفتَدِىَ مِنهُ نَفسَها ، لَم يَرضَ اللّه ُ تَعالى لَهُ بِعُقوبَةٍ دونَ النّارِ ؛ لِأنَّ اللّه َ تَعالى يَغضَبُ لِلمَرأةِ كَما يَغضَبُ لِليَتيمِ»،[16]هر كس به زنى آزار برساند تا آن زن [ با بخشيدن مهريه اش ] ، جان خود را از او بخرد ، خداى تعالى براى آن مرد ، به كيفرى كمتر از آتش ، رضايت نداده است ؛ چرا كه خداوند متعال براى زن ، همان گونه به خشم مى آيد كه به خاطر يتيم

      همچنین در حدیثی دیگری می خوانیم: «أيُّ رَجُلٍ لَطَمَ امرَأتَهُ لَطمَةً ، أمَرَ اللّه ُ عز و جل مالِكا خازِنَ النّيرانِ فَيَلطِمُهُ عَلى حُرِّ وَجهِهِ سَبعينَ لَطمَةً في نارِ جَهَنَّمَ . وأيُّ رَجُلٍ مِنكُم وَضَعَ يَدَهُ عَلى شَعرِ امرَأةٍ مُسلِمَةٍ ، سَمَّرَ كَفَّهُ بِمَساميرَ مِن نارٍ»[17] هر مردى كه به زنش سيلى بزند ، خداوند عز و جل به مالك ـ نگهبان دوزخ ـ ، دستور مى دهد كه در آتش جهنّم ، هفتاد سيلى بر گونه او بزند . و هر مردى از شما بر موى زنى مسلمان [ و نا محرم ] دست نهد ، ميخ هايى از آتش ، در كف دست او مى كوبد.

       بنابراین لازم است که مرد نسبته به زن با مهربانی برخورد کند و حتی به گفته پیامبر (ص) به او «اف» بگوید، پیامبراکرم صلی‏الله علیه واله وسلم می‏فرمایند:   «برادرم جبرئیل به من خبر می‏داد و همواره سفارش زنان را می‏کرد تا آنجا که گمان کردم برای شوهر جایز نیست به زنش حتی «اف» هم بگوید[18].» تا از طریق از دلسردی زن پیشگیری کرده و آسایش و امنیت را به درون خانواده بیاورد.

      از امام صادق علیه السلام در رابطه با آزار و اذيت زن از طرف مرد آمده است که مي فرمايند: «امیر مؤمنان علیه السلام در رساله اى به فرزندشان امام حسن علیه السلام فرمودند:  مسؤولیتى بیش از توان بانو باو واگذار مکن، زیرا قرار نگرفتن او در تنگنا و سختى از براى حال او سودمندتر، و از جهت آسودگى او مفیدتر، و از نظر دوام زیبایى و طراوت او بهتر است[19]».

       ت- تحقير و تمسخر كردن (بی احترامی به زن)          

     امروزه، تحقیر،  تمسخر و بی احترامی از طرف مرد نسبت به زن، از نظر اسلام قابل قبول نبوده چرا که اسلام هر دو (زن و مرد) در گوهر انسانی و شرافت، یکی می داند و هیچ تمایز و تفاوتی بین آنها نمی بیند. قرآن کریم تمام انسان ها را بدون در نظر گرفتن جنسیت و نژاد و ... دارای کرامت می داند و می فرماید: «و لقد کرمنا بنی ءادم »،[20] که اشاره به این اصل مهم و اساسی است . اما در این میان، اکرام و احترام نسبت به زن جایگاه خاص و ممتازی دارد .

   پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در این رابطه  می فرمایند: «ما اکرم النساء الا کریم و لا اهانهن الا لئیم »[21] جز کسی که بهره ای از کرامت برده باشد، زنان را احترام و اکرام نمی کند و به زنان، اهانت نمی کند، مگر انسان پست .»  امیرالمؤمنین در نهج البلاغه در سفارش به فرزندشان می فرماید: «و لا تملک المراة من امرها ماجاوز نفسها فان المراة ریحانة و لیست بقهرمانة»؛ کارى را که در توانمندى زن نیست، بر او تحمیل مگردان، زنان چون گل بهارى هستند، نه پهلوان سخت کوش و پرتوان[22].

   همچنین از  پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می خوانیم: «الا خیرکم خیرکم لنسائه و انا خیرکم لنسائی»[23]بهترین شما مردی است که با زنش خوش رفتارتر باشد و من از همه شما نسبت به زنانم خوشرفتارترم .

   در حقیقت سیره عملی نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) نیز به خوبی نشان می دهد که ایشان در نهایت احترام با زنان، خصوصا دختر گرامیشان حضرت فاطمه ( علیهاالسلام) و همسرانشان، رفتار می نمودند . که رفتار و گفتار ایشان در حقیقت ترسیم کننده نگاه اسلام، به زن است، که زن را از موجودی پست و فاقد روح انسانی، در عصر جاهلیت، به انسانی صاحب کرامت، تبدیل کرد .

 از دیدگاه اسلام، زن میهمان محترمی است که اکرام و احترام نسبت به او لازم و ضروری است . چه زمانی که او دختری در خانه پدر است و چه زمانی که همسری در کنار شوهر و یا مادری مهربان برای فرزندان باشد . در همه حالات فوق توصیه های فراوانی در روایات آمده است که دلیل بر لزوم احترام و اکرام نسبت به اوست .

     ث- غيرت ورزى نابه جا

     مرد باید همچون حصاری زن را در حمایت و مراقبت قرار دهد . این حالت، همباید در مراقبت نسبت به عفاف و پاکدامنی زن باشد و هم در توجهبه نیازهای عاطفی او . توجه مرد به عفاف همسر خویش شرط اولیه حفظ حریم خانواده و حفظ سلامت اخلاقی آن است . حالت غیرت و حمیت مرد اثر دیگری نیز در روحیه و رفتار زن دارد ، به این صورت که در او احساس امنیت و اعتماد در پناه شوهر به وجود می آورد که یک احساس لذت بخش و مطلوب برای اوست و در افزایش عشق و محبت وی به شوهر مؤثر است .[24]اما در مقابل اگر مردی نابجا به زن غیرت ورزی نماید از طریق فروپاشی خانواده به وجود آورده و از طریق  دلسردی زن و فرار زن را از خانوده موجب خواهد شد.  

    از امام علی (ع) در رابطه آمده است: «از غيرت ورزيدن بيجا [ نسبت به زنان ] بپرهيز كه اين كار ، زن سالم [و درستكار] را به بيمارى [ و نادرستى ] مى كشانَد و پاك دامن را به گناه[25]».و نیز از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله امده است:«يك غيرت است كه خدا دوست دارد ، و يك غيرت است كه خدا دشمن مى دارد . غيرتى كه خدا دوستش دارد ، غيرت ورزى به جاست (آن جا كه پاى حرام و گناهى در ميان باشد بايد غيرت نشان داد.)  و غيرتى كه خدا دشمنش مى دارد ، غيرتى است كه ريبه اى در كار نباشد»[26]

    همچنین از پیامبر اکرم (ص) می خوانیم :«دو غيرت است كه يكى از آنها را خدا دوست دارد و ديگرى را دشمن ... . خداوند ، غيرت به جا را دوست دارد ، و غيرت ورزى اى را كه در آن ، ريبه اى در كار نباشد ، دشمن مى دارد».بنابریان مرد بایستی از غیرت ورزی نابجا به زن پرهیز نموده و به طریق دلگرمی زن به محیط خانواده و ادا مه زندگی را هموار سازد.

  تهمتِ زِنا زدن؛  نفرت؛ بُخل و خسیس؛ سوء تدبير؛ تنوّع طلبى در ازدواج از دیگر عوامی آسیب زای خانوده به شمار می رود که مرد بایستی در این رابطه آگاهی و بصیرت خو را نسبت به این موارد گسترش دهد.

   2- 2- آسیب های خانواده از طرف زن نسبت به مرد

       الف- بُخل

      در قرآن یکی از نابه هنجارهای رفتار و اخلاقی را بخل دانسته است. بخل حالتی است که انسان از توانایی و دارایی های خود بهره نمی گیرد و آن را به عللی تباه می سازد. این گونه است که شخص بخیل حتی گاه خود نیز از دارایی های مادی و داشته های معنوی خود بهره بر نمی گیرد و با امساک ورزی خود را در رنج می افکند. از نظر قرآن، بخیل با امساک خویش به عنوان مهم ترین عامل در پیدایش ناسازگاری های خانوادگی و محرومیت از عنایت و رحمت الهی معرفی می شود. در قرآن این معنا با واژگان و جملاتی مورد تحلیل و تبیین قرار گرفته و آثار و پیامدها و نیز علل و عواملش بیان شده است.

   زنی که بخل می روزد نه تنها از مهر و محبت شوهر سود نمی برد بلکه  طوفان و ناآرامی را به محیط خانه سوق داده  و فروپاشی خانواده را رقم خواهد زند  «وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْرًا لَهُمْ ۖبَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ ۖسَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۗوَلِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۗوَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ [27]»کسانی که بخل می‌ورزند، و آنچه را خدا از فضل خویش به آنان داده، انفاق نمی‌کنند، گمان نکنند این کار به سود آنها است؛ بلکه برای آنها شر است؛ بزودی در روز قیامت، آنچه را نسبت به آن بخل ورزیدند، همانند طوقی به گردنشان می‌افکنند. و میراث آسمانها و زمین، از آن خداست؛ و خداوند، از آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.

     زنی که نسبت به مرد بخیل و خسیس است همه و حتّى خود را نيز در تنگنا مى گذارد و از پرداخت هزينه هاى اصلى خانواده نيز شانه خالى مى كند و بدين سان، فشار سختى را به خانواده وارد مى آورد ؛ سختى اى كه با توجّه به وضعيت مالى اش براى همسر و خانواده ، توجيهى ندارد و تنها علّت آن ، خوى زشت بخل است . در اين وضعيت ، كمتر زنى تاب مى آورد . او يا به دزدى پنهان از شوهر روى مى آورد و يا حداقل در علاقه او به خود، ترديد مى كند و متقابلاً ، علاقه اش به همسر كاهش مى يابد؛ زيرا خود را از دارايى و مال همسرش، كم ارزش تر مى بيند. از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله روايت شده كه مى فرمايد«أبغَضُ العِبادِ إلَى اللّه ِ عز و جل مَن ضَنَّ عَلى عِيالِهِ. ۲منفورترين بندگان ، نزد خداوند عز و جل ، كسى است كه به خانواده اش بخل بورزد.»[28]

     ب- عدم رعایت حجاب (عدم توجه به محرم و نامحرم)

 امروزه، توجه و اهتمام همسردر نزد شوهر خود به مسايل محرم و نامحرم،  يكي از مسايلي مهم به حساب مي آيد كه قصور زن و عدم وي  توجه وي  به اين مسأله مي تواند مشكلات و  عواقب جبران ناپذيري به محيط خانواده وارد بياورد. زن بايستي جهت پيشگيري از عواقب اين مسأله، ايجاد آرامش در خانواده، رعايت حفظ حجاب و عفت را در سرمنشأ زندگي خويش قرار دهد

    زن بايستي جهت حفظ آرامش و رضايتمندي شوهر خود، نگاه به نامحرم را رعايت نمايد و به مسأله محرم و نامحرم دقت و توجه نمايد.  خداوند منان، در قرآن کريم مي فرمايند: «اي پيامبر!به مؤمنان بگو چشم هاي خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گيرند، و عفاف خود را حفظ کنند؛ اين براي آنان پاکيزه تر است؛ خداوند از آنچه انجام مي دهند آگاه است. و به زنان با ايمان بگو چشم هاي خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گيرند، و دامان خويش را حفظ کنند و زينت خود راـ جز آن مقدار که نمايان است ـ آشکار ننمايند، و (اطراف) روسري هاي خود را بر سينه ي خود افکنند (تا گردن و سر و سينه با آن پوشانده شود)، و زينت خود را آشکار نسازند مگر براي شوهرانشان، يا پدرانشان، يا پسرانشان، يا پسران پسرانشان، يا برادرانشان، يا پسران برادرانشان، يا پسر خواهرانشان، يا زنان هم کيششان، يا بردگانشان (=کنيزانشان)، يا افراد سفيه که تمايلي به زن ندارند، يا کودکاني که از امور جنسي مربوط به زنان آگاه نيستند، و هنگام راه رفتن پاهاي خود را به زمين نزنند تا زينت پنهانيشان دانسته شود (و صداي خلخال که بر پا دارند به گوش رسد).و همگي به سوي خدا باز گرديد اي مؤمنان، تا رستگار شويد.»[29]. و  نيز در آيه اي ديگري مي فرمايند: «اي پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلباب ها (=روسري هاي بلند) خود را بر خويش فرو افکنند، اين کار براي اينکه (از کنيزان و آلودگان) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است، (و اگر تاکنون خطا و کوتاهي از آنها سر زده توبه کنند)خداوند همواره آمرزنده رحيم است.[30]»

    و همچنين پيامبر اسلام (ص)در رابطه پرهيز از نگاه به نامحرم، خطاب به زنان مي فرمايند[31]: «هر زن شوهرداري که چشمش را از نگاه کردن به غير شوهر و غير محارمش پر کند، مورد غضب شديد پروردگار واقع مي شود. پس اگر اين زن چنين کند، خداوند پاداش هر عملي را که انجام داده است از بين مي برد و محو مي کند.[32]»

     بنابراين با توجه به آيات و روايات مي توان گفت كه زن  با حفظ  حجاب و رعايت عفت، و توجه به مسأله نامحرم و محرم و پرهيز از نگاه به نامحرم، نه تنها ارزش و عظمت خود را در نزد شوهر خود حفظ نكرده بلكه در جامعه و نزد خويشان و دوستان هم، مقام و منزلت، ارزش و عظمت خود را فزوني داده و بدين طرق باعث حفظ آرامش و آسايش خانه و اعضاي خانواده خواهد شد..

       پ-خودآرايى زن براى غير شوهرش

     خودآرايى زن ، براى غير همسر ، يكى از خطرناكترين آفت هايى است كه كانون خانواده را تهديد مى كند. در حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله آمده است : «لا يَحِلُّ لِامرَأةٍ أن تُظهِرَ مِعصَمَها وقَدَمَها لِرَجُلٍ غَيرِ بَعلِها ، وإذا فَعَلَت ذلِكَ لَم تَزَل فى لَعنَةِ اللّه ِ وسَخَطِهِ ، وغَضِبَ اللّه ُ عَلَيها ، ولَعَنَتها مَلائِكَةُ اللّه ِ ، وأعَدَّ لَها عَذابا أليما»[33] براى هيچ زنى ، حلال نيست كه مُچ و پاى خويش را براى مردى جز شوهرش آشكار سازد . هر گاه چنين كند ، پيوسته مورد لعنت و ناخشنودى خدا قرار مى گيرد ، و خداوند ، بر او خشم مى گيرد ، و فرشتگان خدا لعنتش مى كنند ، و برايش عذابى دردناك ، آماده مى سازد . اين آفت خطرناك، زمينه ساز آلودگى زن و فروپاشى خانواده است و از اين رو، مرد بايد به عنوان مدير خانواده، با همه توان از آن پيشگيرى كند . در روايتى از پيامبر صلى الله عليه و آله آمده است : «المَرأةُ إذا خَرَجَت مِن بابِ دارِها مُتَزَيِّنَةً مُتَعَطِّرَةً وَالزَّوجُ بِذاكَ راضٍ ، بُنِيَ لِزَوجِها بِكُلِّ قَدَمٍ بَيتٌ فِي النّارِ .[34]»

     همچنین از پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله (  در این رابطه می خوانیم: «در خبر حَولاء ـ ) : اى حولاء ! زيور خود را براى غير شوهرت نمايان مساز . اى حولاء ! براى هيچ زنى ، حلال نيست كه مُچ و پاى خويش را براى مردى جز شوهرش آشكار سازد . هر گاه چنين كند ، پيوسته مورد لعنت و ناخشنودى خدا قرار مى گيرد ، و خداوند ، بر او خشم مى گيرد ، و فرشتگان خدا لعنتش مى كنند ، و برايش عذابى دردناك ، آماده مى سازد:

    مكلّف كردن شوهر به آنچه در توان او نيست؛  بُلهَوسى ناسازگارى؛  تنوّع طلبى؛ بدخویی؛ عصبانى كردن شوهر؛ ناسپاسى؛ خيانت كردناز دیگر موارد آسیبزای زن نسبت به شوهر است که می تواند در  خانواده آیجاد اسیب کند.

   3- عوامل آسیب زا خانواده از طرف دیگران

    3-1-  اجباری کردن پيوند زناشويى ۱

  در قران در مورد تحمیل ازدواج زناشویی آیه وجود ندارد امّا در فقه اسلامی براساس منابع دیگر(سنت، عقل و اجماع)، اجبار دختر بر ازدواج به شدّت نهی شده است، به گونه ای که اگر دختر بدون رضایت و تنها با اجبار پدر به ازدواج کسی در بیاید، عقد او باطل است. آزادی و اختیار پسر و دختر نخستین شرط تشکیل خانواده مستحکم و با دوام است یعنی کسی(پدر و مادر و دیگران)، انتخاب همسر را بر وی تحمیل نکند ازدواج تحلیلی نه تنها پایدار نخواهد ماند بلکه آسیب های جبران ناپذیری بر پیکره خانواده خواهد گذاشت. اسلام از پی‌آمد ازدواج‌های اجباری آگاه است؛ زیرا دختر و پسری که با زور و اکراه به ازدواج هم درآیند، سرانجام با طلاق از هم جدا خواهند شد. بنابراین، اسلام در انتخاب همسر، نظر دو طرف زندگی را شرط می‌داند. ابن ابی یعفور به امام صادق(علیه‌السلام) عرض کرد: می‌خواهم با زنی ازدواج کنم ولی پدر و مادرم، دیگری را برای من می‌خواهند و در نظرگرفته‌اند، چه کنم؟ امام (علیه‌السلام) فرمود: با آن کس که دوست داری، ازدواج کن و دختری را که پدر و مادرت خواسته‌اند، برمگزین.[35]

     و نیز پيامبر اکرم( صلى الله عليه و آله) در این رابطه  مى فرمايند:«الأَرواحُ جُنودٌ مُجَنَّدَةٌ ، فَما تَعارَفَ مِنهَا ائتَلَفَ ، وما تَناكَرَ مِنهَا اختَلَفَ»[36].  روح ها [همچون] سپاهيانى هستند فراهم آمده ، كه هر كدام از آنها با هم، آشنايى [و سازگارى ]داشته باشند، با هم الفت مى گيرند و هر كدام از آنها كه با هم ناآشنا باشند، با هم اختلاف پيدا مى كنند. بنابراین، طبيعى است كه ازدواج هاى تحميلى، پايدار نمى مانند.

      از كلينى، در این رابطه آمده است که شخصى به نام ابن أبى يعفور از امام صادق عليه السلام مى پرسد: من مايلم با زنى ازدواج كنم؛ ولى پدر و مادرم مى خواهند كه با زن ديگرى ازدواج نمايم. چه كنم؟ امام عليه السلام پاسخ داد: «تَزَوَّجِ الَّتى هَوَيتَ ، ودَعِ الَّتي يَهوى أبَواكَ»[37].با كسى ازدواج كن كه خودت مى خواهى ، و آن شخصى را كه پدر و مادرت مى خواهند ، رها ك! در روايتى ديگر از جابر بن عبد اللّه آمده كه مردى نزد پيامبر آمد و گفت: دختر يتيمى پيش ماست كه دو مرد از او خواستگارى كرده اند : يكى توانگر و ديگرى تنگ دست . او مرد فقير را مى خواهد و ما به توانگر تمايل داريم! پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «لَم يُرَ لِلمُتَحابَّينِ مِثلُ النِّكاحِ».[38] براى دو دلداده ، چيزى همانند ازدواج ، ديده نشده است. پيامبر صلى الله عليه و آله به روشنى اعلام مى كنند كه دو طرف ازدواج در انتخاب همسر، آزادند. و ثروت نمى تواند جايگزين محبّت دو نفرى كه به هم علاقه مند هستند، گردد. جامعه شناسان نيز از ديرباز ، ازدواج هاى تحميلى را زمينه ساز اختلافات خانوادگى و فروپاشى خانواده مى دانند و برخى، اين گونه ازدواج ها را به فروش دختران ، تشبيه كرده اند. البته بايد توجّه داشت كه راهنمايى پدر و مادر براى انتخاب همسر مناسب، فوق العاده ضرورى است . و جوانان بايد بدانند كه در تشكيل خانواده بى نياز از بهره گيرى از مشورت والدين خود نيستند. هر چند در نهايت، خود آنها هستند.

  عواقب ازدواج تحمیلی:

1. اولين آسيب و عوارض منفي آن متوجه جسم و بدن زن شده، بر سلامت جسمي او تأثير منفي بر جاي مي گذارد و موجب اختلال در دستگاه باروري وي و تولد كودكان نارس و عوارض ناشي از آن مي شود.

2. دومين آسيب مربوط به اختلالات روحي دختران است. از دست دادن اميد به زندگي، فقدان تصويري موفقيت آميز براي زندگي خود و فرزندان يكي ديگر از اختلالات عاطفي و رواني ازدواج هاي تحميلي به شمار مي رود. مجموعه اين فشارهاي رواني ايجاد هرگونه ابتكار، طراوت و نشاط را در محيط خانه براي اين دختران از بين مي برد و خانه را براي آنان به زنداني با ميله هاي رواني و نامرئي تبديل مي كند و افسردگي، پرخاشگري و دل سردي از زندگي را به همراه مي آورد.

3. آسيب ديگر مربوط به روابط خانوادگي است كه در نتيجه آن مي توان به سست شدن بنيان خانواده، طلاق، فرار از خانه، سوء ظن، فقدان تفاهم بين زوجين، همسرآزاري، همسركشي، وجود فرزندان بزهكار، انحطاط اخلاقي و طلاق اشاره كرد.[39]

      3 -2- مهريه سنگين

     مهریه سنگین از دیگر عواملی است که می تواند اساس خانواده را سست کند و مهر و محبت میان زن و شوهر را در همان اوایل زندگی تضعیف نماید. در قرآن کریم درباره ميزان مهريه اشاره خاصي نشده است بلكه آن  را عطيه الهي و پشتوانه اجتماعي براي زن مي شود بشمار آورد ميزان آن بسته به توافق دو همسر است اما در روايات تاكيد شده است كه ميزان آن را سنگين قرار ندهيد

    در این رابطه از امام رضا(ع) امده است: «مهريه در سنت پانصد درهم مى‏باشد و اين از جهتى شبيه مهريه‏اى است كه خداوند براى حورالعين قرارداده است و آن عبارت است از يكصد تكبير يكصد حمد يكصد تسبيح يكصد تهليل و يكصد صلوات»[40]. البته اين روايات دلالت بر حسن و استحباب تعيين مهريه تامقدار فوق دارد و الزامى در اين زمينه در كار نيست. در عين حال به نظر مى‏رسد با شرايط كنونى جامعه بهتر است حدمتوسط معمول در جامعه را رعايت كنيد.

    مهريه ، با حيا و عفاف زن ، هم ريشه است. زن به الهام فطرى دريافته است كه عزّت و احترام او به اين است كه خود را رايگان در اختيار مرد قرار ندهد . قرآن كريم، با لطافت و ظرافت بى نظير مى فرمايند:«وَءَاتُواْ النِّسَآءَ صَدُقَـتِهِنَّ نِحْلَةً»[41]. ۱كابين زنانِ را [كه به آنها تعلق دارد و] عطيه اى است از شما به آنها، به خودشان بدهيد» . در اين آيه كوتاه، به سه نكته اساسى اشاره شده است: 1-. از مهريه، با نام «صدُقه» ياد شده ، از مادّه «صِدق» بدان جهت كه نشانه صداقت و راستين بودن علاقه مرد است. 2-  الحاق ضمير «هُنَّ» به «صدُقات»، اشاره به آن است كه مهريه، به خودِ زن تعلق دارد ، نه پدر و مادر وى، و به اصطلاح، «شيربها» نيست. سه. كلمه «نِحله»، به روشنى دلالت دارد كه مهريه ، در واقع ، چيزى جز هديه و پيشكش مرد به زن نيست. امّا نكته مهمى كه در آسيب شناسى خانواده بايد به آن توجه داشت، اين است كه ميزان مهريه ، نبايد با حكمت آن در تضاد باشد ، چون در اين صورت ، آفت تحكيم نهاد خانواده مى گردد.

در روایتی آمده است «رُویَ أَنَّ مِنْ بَرَكَةِ الْمَرْأَةِ قِلَّةَ مَهْرِهَا وَ مِنْ شُؤْمِهَا كَثْرَةَ مَهْرِهَا» روایت شده است كه از بركت زن كمى مهریّه اوست و از بى‏خیرى او بسیارى آن .

    مهریه در اسلام از سقف و کف وجوبی برخوردار نیست اما سفارشات فراوانی به جهت قرار ندادن مهریه‌های بسیار پایین و بسیار بالا شده و در مقابل به مهریه‌های کم، مخصوصا  به مهرالسنه زیاد سفارش شده است. در مورد مهریه بسیار پایین از حضرت على(علیه‌السّلام)، روایت است که فرمودند: «من خوش ندارم كه مهر را كمتر از ده درهم كنند، بلكه بیشتر از آن قرار دهند تا به مهر زنان نابكار (مبلغی که در عوض زنا به زانیه می دهند) شباهت پیدا نكند»[42].

    مهريه ، بايد حقيقتا مفهوم هديه را به ذهن تداعى كند، نه داد و ستد و گروگانگيرى را. از اين رو، سنگينىِ مهريه، نشانه شوربختى زن ،  و سبكى آن، نشانه بركت زن شناخته شده است، در این رابطه از پيامبر اکرم ( صلى الله عليه و آله) آمده است: «خَيرُ الصَّداقِ أيسَرُهُ». [43]بهترين مهريه ، سبك ترينِ آن است. در حديثى ديگر آمده است: لا تُغالوا بِمُهورِ النِّساءِ ، فَإِنَّما هِىَ سُقيَا اللّه ِ سُبحانَهُ. »[44]در مهريه هاى زنان ، زياده روى نكنيد ؛ چرا كه زنان ، در واقع ، باران خداوند سبحان اند.

   عواقب مهریه سنگین

1-کینه ورزی بین زن  و شوهر: مهریه سنگین کینه و دشمنی مابین زن و شهر را افزون تر کرده و اساس خانواده را سست تر می کند در رابطه پیامبر (ص) می فرمایند: «سَروا فِى الصَّداقِ ، إنَّ الرَّجُلَ يُعطِي المَراَةَ حَتّى يَبقى ذلِكَ في نَفسِهِ عَلَيها حَسيكَةً. ۱در مهريه ، آسان بگيريد ؛ زيرا مرد ، با اين كه مهريه [ى سنگينى] را به زن مى پردازد ، امّا كينه آن، نسبت به زن ، در دلش مى مانَد. در جاى ديگرى، اين تعبير آمده است: لا تُغالوا بِمُهورِ النِّساءِ ، فَتَكونَ عَداوَةً. ۲در مهريه هاى زنان ، زياده روى نكنيد ؛ چون مايه دشمنى مى شود

2-نافرمانی زن از شوهر: مهریه سنگین باعث تأسی زن از شوهر شده و روابط مابین زن و شوهر را تضعیف می نماید در زمینه روایتی آمده است که: امام صادق(ع) فرمودند: «الشؤم فی ثلاثه فی المره و... فاما شؤم المرأه فکثره» [45] مهرها و عقوق زوجها؛ بد یمنی و بی برکتی در سه چیز است: زن و... اما بی برکتی زن به این است که مهریه اش زیاد و در برابر شوهرش نافرمان باشد.

  در این روایت زیاد بودن مهریه در کنار نافرمانی زن از شوهر قرار داده شده و واضح است که نافرمانی زن موجب تزلزل خانواده و ایجاد اختلافات و دشمنی خواهد شد لذا مهریه سنگین هم موجب دشمنی و ناسازگاری در روابط است.امام علی (ع) می فرمایند: «لا تغالوا بمهور النساء فتکون عداوه»[46]؛ مهریه زنان را سنگین نگیرید چرا که دشمنی پدید می آید. «پس بیایید دیدمان را نسبت به مهریه عوض کنیم»

ازدواج با انگيزه هاى غير ارزشى؛ خويشاوند بودنِ هَوو با همسر اوّل و ...؛ از دیگر موارد آسیب های دیگران، است که بایستی نسبت به موارد توجه نمود.

  4- نتیجه گیری

   خانواده ، مانند همه نهادهاى پر ارزش ، در معرض انواع آسيب ها و آفت هايى است كه سلامتى ، استوارى و پويايىِ آن را تهديد مى كند. در آیات و روایات، در کنار عواملی که می تواند تحکیم خانواده رقم زند ، عواملی دیگری وجود دارد که می تواند بر این تحکیم روابط خانواده آسیب زند و فروپاشی خانواده را رقم زند. در واقع این آسیب ها می تواند ، زنگ خطر پرآوايى را براى مسئولان فرهنگى جامعه ها به صدا در آورد ؛ خطرى كه حتّى بسيارى از خانواده هاى اصيل و مذهبى را نيز به طور جدّى تهديد مى كند.

در این مقاله آسیب های که می توانست روابط مابین اعضای خانواده را دچار مشکل کند بررسی شد که این عوامل آسیب زا عبارت بود از.1- آسيب هايى مرتبط با مرد؛ 2. آسيب هاى مرتبط با زن؛ 3 آسيب هاى كلّى خانواده ؛ که امید است مورد توجه خانواده و مسئولین فرهنگی و .. ؛ بوده باشد

 

منابع و مآخذ

  • قرآن کریم
  • نهج البلاغه

1- بیگ محمدی اندریان، محمدرحیم، چهل حدیث ازدواج، نشر معروف، قم، 1377

2-حر عاملی، محمد بن حسن، "وسائل الشیعه"، قم، موسسه آل البیت لاحیاء التراث، 1414ق

3-حرانی،ابو محمد ، "تحف العقول"، ترجمه: صادق حسن زاده، قم، آل علی، ١٣٨٧

4-ساروخاني، باقر، "جامعه‌شناسي خانواده"، تهران، سروش، 1379

5- محمد رضا،سالاری فر ،خانواده در نگرش اسلام وروان شناسی،سمت، تهران،  1384ش،ص88

6- شیخ صدوق، علل الشرائع، ترجمه ذهنی تهرانی،قم، کتاب فروشی داوری، چاپ اول، 1385

7- شیخ تاج الدین محمد بن محمد بن حیدر،  شعیری،جامع الاخبار، انتشارات رضی،  قم،  ۱۳۶۳ ص 102

8- ضمیری، محمدرضا، ، دختران و ازدواج تحمیلی، کتاب زنان ش24، به نقل از سایت حوزه دات نت،

9- قنادان، منصور، "جامعه‌شناسي مفاهيم كليدي"، تهران، آواي نور، 1375

10- کلینی،  محمد بن یعقوب بن اسحاق ، "اصول کافی"، ج٢،تهران، دارالکتب الاسلامی،1363

11- محمد بن حسن الحر العاملی، وسائل الشیعه، موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان، قم 1389

12- محمدرضا، ضمیری، دختران و ازدواج تحمیلی، کتاب زنان ش24، به نقل از سایت حوزه دات نت،

13- محمدی ری شهری، محمد ،   دوستى در قرآن و حديث : ص ۸۸ ح ۱۶۰

15- محمد ري شهري،  محمد ميزان الحكمه،چاپ اول، ج10 مكتبه الاعلام الاسلاميه قم،1362

16- میرزا حسین،  نورى، مستدرک‏الوسائل، ج 14، نشر موسسه آل البيت، 1320

17- محمدی ری شهری، محمد،  دانشنامه قرآن و حديث، انتشارات دارالحدیث، قم، 1390

18- محمدی ری شهری، محمد،  دوستي در قرآن و حديث، ناشر : سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، قم، 1383

19- محمدی ری شهری،  محمد، تحكيم خانواده از نگاه قرآن و حديث،  ناشر : مشعر، قم،1387

20- متقی هندی ، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، ج16، موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان، قم، 1387

21- مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بحار الانوار ج93، دار احياء التراث العربي، بیروت، بی تا

22- نجاريان، فرزانه،  "عوامل مؤثر در كارايي خانواده"، دانشگاه آزاد اسلامي (پايان‌نامه كارشناسي ارشد)، 1375



[1]- سوره نحل، آیه 80

[2]- پایگاه خبری تحلیلی خرداد. ۲۰۱۴-۱۰-۰۲.

[3]- ساروخاني، 1370: ص135

[4]- قنادان، 1375: ص148

[5]- همان،1375، ص149

[6]- ساروخانی، ص135، 1382

[7]- همان منبع پیشین، ص135

[8]- نجاريان، 1375: ص19

[9]- اصول کافی، ص ۴۲۶ ح ۶۲۵

[10]- دانشنامه قرآن و حديث، ج- 4، محمدی ری شهری، ص440

[11]- حرانی،  تحف العقول : ص 45.

[12]- تحفه العقول،  ص 204 ح 279.

[13]-نساء، آیه 19. (و با آنها بشايستگى رفتار كنيد؛ و اگر از آنانخوشتان نيامد، پس چه بسا چيزى را خوش نمى داريد و خدا در آن مصلحت فراوانقرار مى دهد)

[14]- سوره نساء/آیه 19

[15]- محمدبن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه، ج 20، پیشین، باب جمله من آداب عشرة النساء، ص 169

[16]- تحفه العقول ، ص ۴۲۲ ح ۶۱۷.

[17]-حرانی،  تحفه العقول، ص ۴۲۴ ح ۶۲۳.

[18]- میرزا حسین،  نورى، مستدرک‏الوسائل، ج 14، نشر موسسه آل البيت، 1320،  ص 230

[19]- شیخ تاج الدین محمد بن محمد بن حیدر،  شعیری،جامع الاخبار، انتشارات رضی،  قم،  ۱۳۶۳ ص 102

[20]- (و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتيم....) سوره اسراء/آیه 70

[21]- علاءالدین علی بن حسام الدین المتقی الهندی، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، ج 16، ص 371، حدیث 44943

3- نهج البلاغه، نامه ۳۱

[23]- محمد بن حسن الحر العاملی، وسائل الشیعه، ج 20; پیشین، باب استحباب الاحسان الی الزوجه، ص 171، حدیث 11 .

[24]-محمد رضا،سالاری فر ،خانواده در نگرش اسلام وروان شناسی،سمت، تهران،  1384ش،ص88

[25]نهج البلاغة: الكتاب ۳۱ ، خصائص الأئمّة : ص ۱۱۸ وليس فيه ذيله ، كشف المحجّة : ص ۲۳۴ عن عمر بن أبي المقدام عن الإمام الباقر عنه عليهماالسلام ، نزهة الناظر : ص ۶۰ح ۴۱ ، أعلام الدين : ص ۲۸۸ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۵۲ ح ۵۴.

[26]- المستدرك على الصحيحين : ج ۱ ص ۵۷۹ ح ۱۵۲۵ ، مسند ابن حنبل : ج ۶ ص ۱۳۸ ح ۱۷۴۰۳ وفيه «التريبة» بدل «الريبة» في الموضعين ، صحيح ابن خزيمة : ج ۴ ص ۱۱۳ ح ۲۴۷۸ وفيه «الرمية» بدل «الريبة» في الموضعين ، المصنّف لعبد الرزاق : ج ۱۰ ص ۴۰۹ ح ۱۹۵۲۲ كلّها عن عقبة بن عامر الجهني ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۳۸۶ ح ۷۰۶۹.

[27] سوره آل عمران، آیه 180

[28]- كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۳۷۵ ح ۴۴۹۷۲ ..

[29]- سوره نور، آيه 30-31

[30]- احزاب، آيه 59

[31]- محمد بن الحسن ، حر العاملی، وسایل الشیعه، دار التراث العربی، بیروت، 1391 ق. ج14، ص15.

[32]- همان كتاب، 1391 ق. ج14، ص15.

[33]- متقی هندی، کنزل المعال

[34]- محمد ري شهري،  محمد ميزان الحكمه،چاپ اول، ج10 مكتبه الاعلام الاسلاميه قم،1362

[35]- بیگ محمدی اندریان، محمدرحیم، چهل حدیث ازدواج

[36]- محمدی ری شهری، محمد ،   دوستى در قرآن و حديث : ص ۸۸ ح ۱۶۰.

[37]- محمدی ری شهری، محمد، دانش نامه قران و حدیث، ص412

[38]- محمدی ری شهری، محمد، دانش نامه قران و حدیث، ص412

[39]- محمدرضا، ضمیری، دختران و ازدواج تحمیلی، کتاب زنان ش24، به نقل از سایت حوزه دات نت،

[40]- بحار الانوار ج93 ص 170 روايت 10 باب 2 تلخيص و نقل به معنى

[41]- سوره نساء، آیه 4

[42]- علل الشرائع، ترجمه ذهنى تهرانى، ج ‏2،599

[43]- محمدی ری شهری، محمد، دانش نامه قران و حدیث، ص108

[44]- مستدرک الوسائل، ج15 ،ص 67.

[45]- وسائل الشیعه، ج21، ص252.

[46]- مستدرک الوسائل، ج15 ،ص 67.