کد مطلب: 18302 تعداد بازدید: ۱۴۹۱

تحکیم اساس خانواده در آیات ورایات

سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۵
چکیده تقویت و تحکیم بنیان خانواده، یکی از اساسی ترین و ارزشمندترین راهکارهای استمرار، استقرار و پایداری ارزشهای اخلاقی و دینی در جامعه به شمار می رود. تحصیل و معرفت به این گونه مسایل ارزشمند(تحکیم بنیان خانواده)، نیازمند به تحقیق و بررسی دارد تا عوامل تحکیم اساس خانواده را به زوجین جهت افزایش سطح آگاهی و بینش استحکام روابط اعضای خانواده ارائه نماید . آیات و روایات های موجود، به عنوان عالی ترین رهنمود های حیات بشر، راهکارهای پایداری و استحکام روابط میان زوجین را برای مستحکم نمودن روابط میان اعضای خانواده تشریح نموده است. در این مقاله با مراجعه به قران کریم و روایات مستند، و دیگر منابع موجود و مرتبط با موضوع، بعد از معناشناسی، ابتدا اصول تحکیم خانواده را تشریح و سپس به مهمترین عوامل تحکیم اساس خانواده پرداخته شده است. در این نوشتار، اصل امنیت، طهارت، حکمیت و ...، به عنوان اصول تحکیم خانواده، و عواملی نظیر؛ ایمان و فضیلت، اظهار عشق و محبت زوجین بسبت به همدیگر، خوشخویی و حسن معاشرت، دعا اعضای خانواده در حق همدیگر، پرهیز از سوء ظن و حسادت، تامین نیازهای جنسی و دینی و ....، شناخته شده که زوجین می توانند با اعمال این عوامل روابط اعضای خانواده را مستحکم و استوار سازند. کلید واژه: خانواده، تحکیم روابط، زوجین، آیات و روایات

موضوع: تحکیم اساس خانواده در آیات ورایات

حبیبه شاهنده- قنبر گل پرست

 

 

 

    مقدمه

   نهادخانواده ، اصلى ترين ركن جامعه و بستر فرهنگ هاى گوناگون و زمينه سازخوشبختى و يا بدبختى انسان ها و امت ها است ، و از اين رو، اسلام ـ كهبرنامه سعادت و تكامل بشر است ، عنايت ويژه اى به سلامت، رشد و پويايىاين نهاد سرنوشت ساز دارد.

  اهمیت پرداختن به مقوله «تحکیم اساس خانواده» ریشه در اهمیت و ارزش نهاد خانواده دارد. از منظر قرآن خانواده، از جايگاه محوري و كليدي برخوردار است و هسته‌ي مركزي شكل‌گيري جامعه را تشكيل مي‌دهد(بقره، آیه 223)، خانواده از منظر قرآن شريف، خشت بناي اجتماع است. جايگاه خانواده، درساختمان جامعه، هم چون «اتم» در ساختان اجسام طبيعي است. اگر خانواده سالم وصالح و استوار باشند. مي‌توان به داشتن جامعه‌اي سالم، صالح و متعالي واستوار اميدوار بود. )بهشتي،ص2، 1377)، به صورت پيوند رفت و برگشتي: خانواده سالم مساوي با جامعه‌اي سالم.

  به عبارت دیگر شقاوت، سعادت و بدبختی یک جامعه مرهون ضلالت و رشادت خانواده است. اگر به دنبال ایجاد یک جامعه سالم و  پایدار هستیم باید به خانواده و عوامل تحکیم  آن اهمیت و بها دهیم.  در واقع خانواده پویا و سالم اولین شرط جامعه سالم و پویا است.

   اسلام براي خانواده قداست و منزلت خاصي قايل شده است؛ بهنحوی که هیچ نهادی  با آن قابل مقایسه نیست. تعبیراتی که در قرآن و روایاتدر باره خانواده بکار رفته است، به خوبی این ادعا را روشن می­ سازد. خداوند متعال، در آیه 21 سوره مبارکه نساء، از پیوند ازدواج که موجب تشکیل خانوادهمی­شود به «میثاق غلیظ» یا پیمان محکم یاد نموده است[1].  در آیه 72 سورهمبارکه نحل، خانواده «نعمت الاهی» نامیده شد[2]. و  همچنین پیامبر گرامی اسلام آنرا محبوب­ترين و عزيزترين بنا نزد خداي سبحان توصيف كرده و فرمود است:«مَا بُنِيَ فِي الْإِسْلَامِ‏ بِنَاءٌ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَ أَعَزُّ مِنَ التَّزْوِيجِ»[3].

  با توجه به  تعریف و تمجید از کانون خانواده در معتبرترین متون دینی،یعنی در قرآن و سنت، کارکردهای خانواده را می توان این گونه بیان نمود. خانواده «فراموش­خانه رنج­های روزانه» است. در آیه 21سوره مبارکه روم، خانواده به اعتبار وجود همسر در آن، مایه سکون و آرامشمعرفی گردید. آنجا که فرمود: «وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْأَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا...».  با توجه به آیه فوق خانواده یگانه راه ارضای مشروع غریزه جنسی است «وَأَنْكِحُواْ الأَيَامَىمِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمائِكُمْ إِن يَكُونُواْفُقَرَآءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ»[4]البته به كساني كه امكانات لازم را براي ازدواج ندارند توصيه مي‌كند كهعفت پيشه نمايند تا زماني كه خداوند گشايشي ايجاد نمايد: «وَلْيَسْتَعْفِفْالَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمْ اللَّهُ مِنْفَضْلِهِ ...»[5] و در آیه دیگر فرمود: «نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُواحَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُم‏...»[6]

  همچنین کاردهای دیگر خانواده از منظر قرآن، خانواده کانون مهر و محبت(آیه 21 سوره روم)، خانواده تضمین تمایز بقای نسل(سوره نحل، آیه 72)؛ خانواده کانون پرروش نسل صالح(سوره تحریم، آِیه6) می باشد که خانواده را به یک «نهاد بی بدیل» مبدل ساخته است که هیچ نهادی نمی تواند جایگزین این نهاد گردد.

   نگرش اسلام به خانواده بر عكس مكاتب و ديدگاه هاى غير اسلامى، كهنگاهى تك بعدى است، بسيار عميق و همه جانبه است و تمام ابعاد آن از آغاز تاانتها، در همه مراحل مورد توجه بوده و در هر مورد دستورات لازم ارائهگرديده است. نحله هاى غير دينى، خانواده را از زاويه خاصى مورد توجه قرارمى دهند، به ويژه دانش هاى علمى امروز دانشگاه ها بر اساس نياز خود بهتجزيه و تحليل خانواده مى پردازند و به ديگر ابعاد آن توجه چندانى ندارند،غافل از اينكه خانواده به عنوان يكى از بنيادى ترين نهادهاى اجتماعى، درتمامى عرصه هاى زندگى بشر حضور دارد و بايد به جوانب گوناگون آن پرداخت. بهنظر مى رسد اين مسئله نقدى است بر همه دانش هاى علمى كه از آن ها نام بردهشد.

  اما اسلام ـ همان گونه كه بیان شد،  نگاهى همه جانبه به نهادخانواده دارد و آن را از زاويه هاى گوناگون مورد توجه قرار داده است. وقتىبه متون اسلامى، بخصوص آيات و روايات مراجعه كنيم، در همه زمينه ها بهدستوراتى برمى خوريم كه از همه جهات به تحكيم نهاد خانواده پرداخته است. قرآن كريم و احاديث اسلامى در مسائل اخلاقى، اجتماعى، تربيتى، روان شناختى واقتصادىِ خانواده فراوان سخن گفته اند. اگر اين مضامين به صورت دقيق وتخصصى استخراج و با يافته هاى علوم جديد منطبق گردند، تحول عظيمى در دانشخانواده به وجود خواهد آمد.

   آن قدر كه اسلام به تحكيم بنيانخانواده اهميت داده و در دستورات خود گام به گام آن را دنبال نموده است،مكتب هاى ديگر به استقرار و پایداری خانواده بها و ارزش نداده است. اسلام پيش از همه، مىخواهد يك فضاى عاطفى و محبت آميز در محيط خانواده پديد آيد و روابط بيناعضاى آن بيش از پيش پايدار گردد.( عبدالرسول عبدالحسن الغفّار، ص 25-27)خانواده اى از منظر اسلام خوش بخت استكه دوستى، صداقت و وفادارى بر فضاى آن حاكم باشد; زيرا با اختلاف، بدبينى، وخودمحورى، شيرازه خانواده از هم مى پاشد. خداى متعال ايجاد محبت و همدلىبين زن و شوهر را از نشانه هاى خود دانسته، مى فرمايد: (وَ مِن آياتِه أنخَلَق لكم مِن انفسكم اَزواجاً لِتسكُنوا اِليها و جَعَل بَينكُم مَوّدةً ورَحمةً) (روم: 29) يكى از نشانه هاى خداوند اين است كه براى شما از جنسخودتان همسرانى آفريد تا در كنارشان بياراميد و ميان شما و همسرانتان مودّتو رحمت برقرار ساخت. براساس بينش اسلامى، پيوند ميان زن و مرد فراتر از يكغريزه بوده، منشأ فطرى و الهى دارد كه ا ز سرشت آدمى ناشى مى شود. دستگاهعظيم خلقت چنان زوجين را به هم علاقه مند ساخته است كه حاضرند براى رفاهحال ديگرى، رنج و زحمت را به جان خود بخرند تا همسر در آسايش زندگى كند. آفريدگار بشر كارى كرده است كه خودخواهى و تكروى در محيط خانواده به خدمت وهمكارى تبديل شود. وقتى زن و مرد عقد همسرى بستند و قرار گذاشتند كه يكعمر با هم زندگى كنند، خود به خود عواطف خاصى نسبت به يكديگر پيدا مى كنند. اين گونه روابط عاطفى بين آن دو، هم در تكوين و هم در تشريع موردنظرپروردگار است و هدف خداوند اين است كه بين زن و شوهر، مهر و محبت بر قرارباشد تا در كنار هم احساس امنيت و آرامش نمايند. ( مصباح يزدى، ج 3، ص 28. ) از اين نظر، قوى ترينعامل دوام و رشد خانواده، «عاطفه» و محبت اعضاى آن به همديگر است و همهوظيفه دارند اين عامل را تقويت كنند; به ويژه مرد خانواده، كه سرپرستىاعضاى را به عهده دارد، بايد فضاى همدلى و همكارى را در محيط خانواده پديدآورد و اگر احياناً نارسايى يا كدورتى بين آن ها پديد آمد، بلافاصله بهچاره و درمان آن بپردازد. به قول شهيد مطّهرى، اگر علاقه زن به شوهر از بينرفت، خانواده به صورت بيمار نيمه جان درمى آيد و اگر علاقه شوهر به زنخاموش شد، مرگ حيات خانوادگى فرا مى رسد.( مطهرى، مجموعه آثار، ج 19، ص 30)

   با توجه به بحث های گفته شده می توان سوال نمود که عوامل تحکیم خانواده کدامند؟ و چگونه قرآن اصول و تحکیم اساس خانواده را تشریح نموده است. این مقاله با هدف تشریح این مطالب با روش توصیفی – اسنادی به نگارش درآمده است.

  آن چه در این مقاله به دنبال تشریح و تبیین آن هستیم  بررسی اصول  و عوامل تحکیم بنیان خانواده می باشد که ابتدا معانی و مفاهیم مرتبط با موضوع را تبیین نموده و سپس به اصول و عوامل تحکیم خانواده از منظر آیات و روایات خواهیم پرداخت.

    تعریف خانواده

   تعاریف متعددی از خانواده ارائه شده است که این تعاریف  عبارتند از:

   خانواده گروهي ازافراد است كه از طريق هم خونی، ازدواج يا فرزندخواندگي به هم پيوند خورده وكاركرد اجتماعي اصلي آن‌ها توليد مثل است.» (ساروخاني، 1370: ص135)

  خانواده متشكل از افرادي است كه از طريق پيوند زناشويي، هم‌خوني يا پذيرشفرزند با يكديگر به عنوان زن، مادر، پدر، شوهر، برادر، خواهر و فرزند درارتباط متقابل هستند؛ فرهنگ مشترك پديد مي‌آورند و در واحد خاص زندگيمي‌كنند.» ( قنادان، 1375: ص148)

   و یا خانواده همچون گروهي ازافراد است كه روابط آنان با يكديگر بر اساس هم‌خوني شكل مي‌گيرد و نسبت بهيكديگر خويشاوند محسوب مي‌شوند.» (همان،1375، ص149)

برگس ولاك مى‏نويسد:«خانوادهگروهى است متشكل از افرادى كه از طريق پيوند زناشويى، همخونى، و يا پذيرش(به عنوان فرزند) با يكديگر به عنوان شوهر، زن، مادر، پدر، برادر و خواهردر ارتباط متقابلند و فرهنگ مشتركى پديد آورده و در واحد خاصى زندگىمى‏كنند.»(ساروخانی، ص135، 1382)

   مك آيور از ديگر جامعه‏شناسان خانواده مى‏گويد:«خانواده گروهى است داراى روابط جنسى چنان پايا و مشخص كه به توليدمثل و تربيت فرزندان منجر گردد.»(همان منبع پیشین، ص135).

  سازمان ملل متحد (1994) ، خانواده را چنين تعريفمي‌ نماید: «خانواده يا خانوار به گروه دو يا چند نفره‌اي اطلاق مي‌شود كه باهم زندگي مي‌كنند؛ درآمد مشترك براي غذا و ديگر ضروريات زندگي دارند و ازطريق خون، فرزندخواندگي يا ازدواج، با هم نسبت دارند. در يك خانواده ممكناست يك يا چند خانواده زندگي كنند، تمام خانوارها، هم خانواده نيستند» (نجاريان، 1375: ص19)

 

 

    تحکیم خانواده: 

  منظور از تحكيم خانواده، فراگيري اصل اعتدال ميانهمگان، حاكميت اخلاق و حفظ حقوق همه‌ي اعضاست. اگر هدف از برقراري زوجيت وتشكيل خانواده‌، به تعبير قرآن، «به سكونت رسيدن اعضاست»[7](سوره روم، آیه 21)، لازم است كههمه‌ي رفتارها و تعاملات در راستاي تحقق اين هدف باشد و منظور از تحكيم، بهكمال رساندن همين سكونت است كه با كمترين ظلم، نامردي و تحقير حتي يك عضودر خانواده، سازگار نيست.

    اصول تحكيم روابط خانواده

   قبل پرداختن با عوامل اساس تحکیم خانواده باید اصولی را که قرآن برای تحکیم خانواده بیان نموده است بپردازیم تا بدین ترتیب عوامل تحکیم بینان خانواده روشن و واضح گردد. خداوند در آیه 72، سوره نحل «والله جعل لكم من انفسكم ازواجاً و جعل لكم من ازواجكم بنين و حفدةً و رزقكم من الطيبات...»،  تأسيس بناي خانواده را به خود نسبت مي‌دهد وبه طهارت، تعالي و پايداري آن، عنايت وافري دارد.

  خداوند درسراسر قرآن براي حفظ بنا و اساس خانواده، احكام و اصولي را وضع نموده است و بررعايت دقيق آن اصرار دارد. احكامي چون وجوب حجاب، حرمت نگاه به نامحرم،رعايت دقيق روابط ميان زن و مرد، حكم استيذان، حرمت زنا واحكامي پيرامون نشوز، شقاق، حسن معاشرت و واجباتي در روابط فرزندانو...، که همه از لوازم حفظ يك خانواده‌ي قرآني است. از اين اوامر و نواهي اصوليبه دست مي‌آيد كه در اين جا به  چند اصل آن اشاره مي‌شود:

   1-اصل طهارت

 در خلقت خداوند منان، شرط تكوين هر چيز، طهارت و صحت بنيان آن است. هيچدانه‌ي ناسالم و آلوده‌اي منشأ خلقي پاك و سالم نخواهد بود. هر ثمره‌ينيكويي، قطعاً بنياني نيكو دارد. «الم تر كيف ضرب الله مثلاً كلمة طيبةكشجرة طيبة اصلها ثابت و فرعها في السماء... و مثل كلمة خبيثة كشجرة خبيثةاجتثت من فوق الارض مالها من قرار».[8] (جوادی عاملی، 1369)

  خداوند برايطهارت نسل انسان به عنوان برترين مخلوق خود، خانواده را چون حريم امني به اينامر اختصاص داده است. خداوند هیچ وقت اجازه‌ي كمترين اهانت و سوءنيت بهحريم مقدس خانواده را نمي‌دهد و مجازات شديدي براي متجاوزين وضع نمودهاست.

 خداوند براي حفظ طهارت كانون خانواده، زنا را تحريم نموده وجزايي براي آن تعيين كرده است و مي‌فرمايد: «و لاتأخذكم بهما رأفة في دينالله»[9] از اين معنا چنين استنباط می شود كه زنا مخالفت صريح با دينخداست و طهارت خانواده جزيي از اين ديانت است.

   در حكم زنا نظر بر آن است كه اهل خانه)زن و مرد) خيانتي بر عليه خانواده (همسر)مرتكب نشوند سختگيري قرآن دراثبات اين محرمات،  صرفاً براي حفظشئون و خوش‌نامي خانواده‌ها و جلوگيري از اشاعه‌ي فحشا در جامعه است. مجازات محرمات ديگري چون لعان و ظهار نيز به حرمت خاص خانواده برمي‌گردد. خداوند در سوره مجادله با لحني عتاب‌آميز حكم ظهار را تعيين مي‌فرمايد:«والذين يظاهرون من نسائهم ثم يعودون...»[10]، «كساني كه همسرانخود را «ظهار» مي‌كنند، سپس از گفته خود باز مي‌گردند، بايد پيش از آميزشجنسي با هم، برده‌اي را آزاد كنند. اين دستوري است كه به آن اندرز دادهمي‌شويد و خداوند به آن‌چه انجام مي‌دهيد، آگاه است.» با اين حكم نيز،خداوند نهاد خانواده را پشتيباني مي‌كند و از زن به عنوان محور اين كانونحمايت ويژه دارد؛ زيرا با سست شدن جايگاه زن در خانواده اصل خانواده تضعيفمي‌شود.

2-       اصل امنيت

    حفظ امنیت خانواده، از حقوق اوليه و اصول مهم رشدو پايداري است. اين اصل در خانواده از حساسيت ويژه‌اي برخوردار است. خانواده، نيازمند امنيت دروني و بيروني است. امنيت دروني بيشتر به جنبه‌هاياخلاقي در روابط برمي‌گردد. فرد در خانواده بايد از حيث مالي، جاني،اخلاقي و ... امنيت داشته باشد. كمترين احساس ناامني در هر يك از اعضا،آرامش در خانواده را مختل مي‌كند. آن‌چه در اصل طهارت اشاره شد، توجه خالقيكتا به امنيت معنوي خانواده است كه از اهميت ويژه‌اي برخوردار است؛ اماامنيت جاني و اقتصادي اين نهاد نيز حايز اهميت است و در تحكيم خانواده نيزبسيار مؤثر است. كسب اجازه‌ي مؤمنين براي ورود به خانه‌ي يكديگر در اسلام،از جمله سفارشاتي است كه خداوند براي حمايت از حريم خانواده وضع نموده است. در اين حكم صيانت از دو جنبه‌ي مادي و معنوي خانواده مورد نظر است؛ علاوهبر آن‌كه تزكيه جامعه را در پي خواهد داشت (هو ازكي لكم) «‌يا ايهاالذينامنوا لاتدخلوا بيوتاً غير بيوتكم ....»[11].

   خانواده باید از هر لحاظ در امنیت کامل باشدحضور هيچ غيرينبايد اين آرامش را از او بگيرد و مالكيت او را مخدوش كند؛ لذا خداوندمي‌فرمايد: «چنان‌چه فردي در خانه نبود، داخل نشويد يا اجازه بگيريد و اگراجازه ورود ندادند، برگرديد كه به پاكي نزديك‌تر است.» دفاع از حريمخانواده بر اعضاي آن واجب است و اگر كسي در اين راه كشته شود، شهيد محسوبمي‌شود. اين دفاع از وظايف حكومت اسلامي است و بايد در اولويت مصالح جامعهقرار گيرد.

 

3-      اصل حکمیت(داوری)

اصل «حکمیت» یکی دیگر از اصولی است  که قرآن کریم در حوزه خانواده به آن توجه نموده است،. حکمیت یا داوری ویژه مواردی است که در روابط خانوادگی، تفاهم جای خود را به شقاق و اختلاف داده است. توصیه قرآن در این مورد خاص، تشکیل «محکمه صلح خانوادگی» است.

خداوند  در آیه 35 سوره مبارکه نساء می فرمایند: «وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنِهِما فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها إِنْ يُريدا إِصْلاحاً يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُما إِنَّ اللَّهَ كانَ عَليماً خَبيرا»؛ (و اگر از جدايى ميان آن دو ‏[‏ زن و شوهر‏]‏ بيم داريد پس داورى از خانواده آن ‏[‏شوهر‏]‏ و داورى از خانواده آن ‏[‏زن‏]‏ تعيين كنيد. اگر سرِ سازگارى دارند، خدا ميان آن دو سازگارى خواهد داد. آرى! خدا داناى آگاه است.)  بطور معمول، در صورت بروز اختلاف، طرفین راهی دادگاه می­شوند، ولی در این مورد خاص، توصیه قرآن اين است که به جای مراجعه زوجین به دادگاه و حلّ موضوع از طریق رسیدگی­های قضایی، با انتخاب داورانی از میان کسان طرفین، در رفع اختلاف و ایجاد صلح و سازش اقدام کنند. روشن است که در صورت انتخاب داوران واجد شرایط، این روش، بهتر از رسيدگي­هاي قضايي قداست خانواده را حفظ مي­نماید.(ری شهری،1390)

  با توجه به آیات قرآنی از دیگر اصول تحکیم خانواده می توان به این اصول اشاره نمود؛  اصل محبت.. 6، اصل شفقت.. 8، اصل مغفرت.. 9، اصل امانتداری.. 11، اصل وفاداری.. 12، اصل حکمیت.

    عوامل تحکیم خانواده در آیات و روایات

 

   با توجه به آیات و روایات تحکیم اساس خانواده عباراتند از:

    1-ایمان و فضیلت (تقوا)

     در قرآن مکرراً توصیه به تقوا در تشکیل خانواده اشاره شده است، چنان که در این آیه آمده است: «یَاأَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍوَاحِدَه وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَ بَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا کَثِیرًاوَنِسَاءً ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَۚ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلَیْکُمْ رَقِیبًا [12]؛ ای مردم! از مخالفتپروردگارتان بپرهیزید، همان کسی که همه ی شما را از یک انسان آفرید، و همسراو را از جنس او خلق کرد و از آن دو، مردان و زنان فراوانی منتشر ساخت واز خدایی بپرهیزید که هنگامی که چیزی از یک دیگر می خواهید نام او را میبرید از قطع رابطه با خویشان خود بپرهیزید، زیرا خداوند مراقب شماست

   همچنین خداوند در سوره ی بقره، شرط ازدواج با مشرکان را ایمان آن هادانسته است: «وَلَا تَنْکِحُوا الْمُشْرِکَاتِ حَتَّىٰ یُؤْمِنَّ ۚوَلَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِکَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْکُمْ ...؛ وبا زنان مشرک و بت پرست تا ایمان نیاورده اند، ازدواج نکنید، کنیز باایماناز زن آزاد بت پرست بهتر است، هر چند [مال و زیبایی او] شما را به شگفتیآورد. و زنان خود را به ازدواج مردان بت پرست در نیاورید تا ایمان نیاوردهاند، یک غلام باایمان از یک مرد آزاد بت پرست بهتر است هر چند [مال وموقعیت و زیبایی او] شما را به شگفتی آورد... .»[13]

  استدلال قرآن در آیه چنین است که گرچه مشرکان به دلیل آزاد و زیبا بودن،برتری ظاهری دارند، اما چون زناشویی با آنان باعث لغزش های اخلاقی و عقیدتیفرد مسلمان می شود، کنیزان و بردگان مسلمان بر آنان ترجیح دارند. این امربرای جوانان که گاه سخت شیفته و شیدای جمال و زیبایی ظاهری یا موقعیت مادی واجتماعی – طرف مقابل - می شوند و ارزش های دینی و معنوی را فدای آن میسازند، هشدار و رهنمون مناسبی است. تحقیقات انجام یافته حاکی از آن است که بسیاری از ازدواج هایی کهبراساس زیبایی های ظاهری شکل گرفته، بعدها از هم فرو پاشیده است[14]. در واقعاین آیه تاکید بر ایمان، عقیده و فرهنگ مشترک است.[15]

  همچنین در مورد ایمان خداوند می فرماید:«ولا تنکحوا المشرکات حتی یؤمن و لامه مؤمنه خیر من مشرکه و لو اعجبتکم ولاتنکحوا المشرکین حتی یؤمن و لعبد مؤمن خیر من مشرک ولو اعجبکم اولئکیدعون الی النار والله یدعوا الی الجنه[16]؛(با زنان مشرک تا زمانی کهایمان نیاورده ­اند ازدواج نکنید، اگر چه به دلیل مال یا جمال و مقام) موقعیت) شما را به شگفتی آورند و زنان خود را به ازدواج مردان مشرک و بت­پرست تا ایمان نیاورده ­اند در نیاورید اگر چه (مال و زیبایی و موقعیتآنان) شما را به شگفتی آورد، زیرا آن­ها شما را به ­سوی آتش دعوت می ­کنند وخداوند شما را به بهشت و آمرزش دعوت می ­نماید).

شناخت حقیقت و واقعیت ایمان با توجه به فرمایشات معصومان(ع) و ارتباط آن با عمل در مکتب اخلاقی بسیار مهم است، بکر بن صالح رازی ازاباصلت هروی نقل می کند که: «از امام رضا(ع) در مورد ایمان سوال کردم، امامفرمودند: ایماان پیوندی قلبی و کلامی به زبان(اظهار ظاهری) و عمل به اعضای بدن استو ایمان، ایمان نخواهد بود مگر به این صورتی که بیان شد». همین روایت به سند دیگرینیز آمده است، که در آن عبدالاسلام بن صالح از اباصلت به جای بکر بن صالح رازی روایت را از امام نقل می کند: امام(ع) در این روایت فرآیند ایمان را حاصل سه چیز میدانند. اول باور قلبی که این باور قلبی با علم فرق دارد، زیرا علم صرف دانستن است،چه شخص باور داشته باشد یا نداشته باشد.[31]

   در مورد این موضوع روایات زیادی وجود دارد از جمله از امام صادق(ع) در این رابطه آمده است:«اگرمرد با زنی برای مالش یا جمالش ازدواج کند به همین امر واگذار می­شود. ولی اگر برای دین­دار بودن او ازدواج کند خدا مال و جمال را  نیز نصبیش می­گرداند»[17].هر چند اسلام مخالف زیبایی و ثروت نیست. اگر زنی دارایدین و مال و یا دین و زیبایی باشد چه بهتر، اما اگر امر دایر باشد بیندین­دار و زیبا یا دین­دار و ثروتمند، دین­دار مقدم است، زیرا زن دین­دارمایه­ی سعادت و خوش­بختی انسان است.   ازاین روایات و سیره رضوی چنین استنباط می شود که ایمان و باور قلبی نقش مهمی در خوشبختی و سعادت خانواده  دارد، چون مرد و زن یک عمر می ­خواهند با هم زندگی کنند و تحت تأثیر عقائد وافکار و رفتار و اخلاق یک­دیگر نیز قرار خواهند گرفت.

  
     2- اظهار عشق، مهر و محبت میان زن و شوهر

    از جمله آداب مهم معاشرت در اسلام اظهار  عشق و محبت متقابل اعضای خانواده نسبت به  یکدیگر است که وجود آن پیوند میان زن و شوهر را استحکام داده و از فروپاشی اساس خانواده جلوگیری به عمل می آورد.

  انسانتشنه ی دوستی و محبت است. انگیزه-ی بسیاری از تلاش ها و زحمات طاقت فرسایزندگی، محبت است که وجود آن در خانواده، انسان را به فعالیت و کسب معاش وامی دارد.امام صادق(ع) در این باره می فرمایند: «هر گاه کسی را دوست داشتی او را بدانآگاه ساز، زیرا این کار دوستی را در میان شما استوارتر می سازد.» (اسماعیلی یزدی، ١٣٨٥، ص٢٥٧(  بر اساس  آموزه هاي قرآني آرامش در محيط خانواده و مناسباتميان زن و شوهر و نيز پايداري آن را در پـرتو مودت و مهرباني ميان زن وشوهر مي داند (سوره روم،  آيه 21) بنابر اين مرد و زن مي بايست نخست به عنصر عاطفيو رواني مودت (نوعي عشق و محبت) و مهرباني (رحمت) دست يابند. در سايه سارمحبت و رحمت است كه خانواده مي تواند پايدار و برقرار بماند و با از ميانرفتن هر يك از اين عناصر خانواده دچار بحران مي شود. عشق و محبت است كهميان زن و شوهر از نظر عاطفي ارتباط برقرار مي سازد و رحمت و مهرباني استكه آن را تحكيم مي بخشد و استوار مي سازد.  

   احسان و نيكوكاري نيز در همين حوزه معنا و مفهوم مي يابد. به اين معنا كهزن و شوهر نسبت به يك ديگر اگر از راه عشق و رحمت و مودت و دوستي و مهرورزيدر آيند نسبت به يك ديگر احسان مي كنند و فراتر از عدالت به مسايل مينگرد. اصولا اگر عدالت امري پـسنديده است و مي تواند خانواده و جامعه راقوام بخشد احسان آن را استحكام دو چندان مي بخشد؛ زيرا عدالت ناظر به عنصرعقلي بشر است و احسان و رحمت و مودت ناظر به عنصر عاطفي و احساس بشر است.

 

بر این اساس عوامل معنوی و روی آوردن به سنت های مذهبی می تواند روابط عاطفی و فضای روان شناختی خانواده را تحت تأثیر قرار دهد. در مواقعی حتی ابراز عواطف هم برقرار است، ولی گویا احساس آرامش از خانه رخت بربسته است و این بدان دلیل می باشد كه اهل خانه از ذكر خداوند اعراض نموده اند.

از تأكید اسلام بر آرامش و مودت و رحمت، به عنوان خصلت و خویی كه در زندگی خانوادگی جاری است، چنین برمی آید كه در مفهوم ارزشی این آیین، نوع و شكل فضایی كه زوجین می خواهند در پرتو آن زندگی جدید خود را آغاز كنند، نمایان می گردد و چنین نیست كه شخص بخواهد از طریق آن، صرفاً منفعت طلبی شخصی و طمع ورزی نسبت به دیگران را پی بگیرد و نیز این گونه نمی باشد كه هوی و هوس و امیال نفسانی در آن برانگیخته شود تا بتوان از آنها به عنوان شالوده ساختمان این زندگی استفاده نمود، بلكه فضایی است كه در آن بر انسانیت و فضیلت تأكید می گردد.

      3-خوش خويى و خوش رفتارىتفاهم اخلاقی

    يكىديگر از عوامل تحكيم بنیان خانواده خوش خویی و خوش اخلاقى است که روابط و دوستی میان اعضای خانواده را مستحکم و استوار می سازد . از پيامبر خدا صلى اللهعليه و آله روايت شده كه مى فرمايد : «حُسنُ الخُلقِ يُثبِتُ المَوَدَّةَ»[18]) خوش خويى ، دوستى را استوار مى كند). اين وظيفه نيز ميان مرد و زن،مشترك است؛ امّا از آن جا كه مرد ، رياست خانواده را به عهده دارد ،درباره داشتن خوىِ نيكو ، به او بيشتر توصيه شده است.  همچنین در حديثى ديگر ازپیامبر(ص) آمده است : «أحسَنُ النّاسِ ايمانا أحسَنُهُم خُلُقا وألطَفُهُمبِأهلِهِ ، وأنا ألطَفُكُم بِأهلي»[19] ( شايسته ترينِ مردمان ، از جهت ايمان، كسى است كه خوش اخلاق ترينِ آنها باشد و با خانواده اش مهربان تر باشد ،و من ، مهربان ترين شما با خانواده ام هستم) . همچنين با اين كه خوش رفتارىمتقابل مرد و زن براى تحكيم پيوند خانوادگى ضرورى به نظر می رسد ، امّا قرآن كريم بهمردها اين گونه توصيه و سفارش مى فرمايد: «وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنكَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْـئا وَيَجْعَلَ اللَّهُفِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا »[20](نساء، آیه 19). از امام صادق عليه السلام روايت شده كه مى فرمايند: «إنَّالمَرءَ يَحتاجُ في مَنزِلِهِ وعِيالِهِ إلى ثَلاثِ خِصالٍ يَتَكَلَّفُهاوإن لَم يَكُن في طَبعِهِ ذلِكَ : مُعاشَرَةٍ جَميلَةٍ ، وسَعَةٍ بِتَقديرٍ، وغَيرَةٍ بِتَحَصُّنٍ». (مرد ، در [ اداره ] خانه و خانواده اش، بهسه خصلت نياز دارد كه بايد آنها را به كار بَرَد ، اگر چه اين ويژگى ها دردرون او نباشد: خوش خويى، گشاده دستىِ سنجيده ، و غيرت براى ناموسدارى(تحفه العقول، ص 270)

   زن و شوهری که می خواهند با یکدیگر یک عمر با هم به سر برند، لضروریست که با یکدیگرخوش اخلاق باشند که این امر موجب می شود زندگی آن ها شیرین و دلپذیر و گرم و باصفا باشد  و با تفاهم اخلاقی مشکلات زندگی را حل و فصلخواهند کرد.و برعکس اگر هر دو یا یکی از آن ها بداخلاق باشد زندگی بر هر دونفر و اهل خانه سخت خواهد بود و چیزی نمی تواند تلخی آن را شیرین سازد.(آملی، ص52)

   اخلاق نیک یکی از بهترین عوامل تحکیم خانواده محسوب می شود مانند: تقوا،راست-گویی، امانت داری، خوش اخلاقی، خوش زبانی، خیرخواهی، پاکیزگی، باادبی، گذشت، بردباری، وظیفه شناسی، نجابت، عفت، کم توقعی، نرم خویی، رعایتاقتصاد در زندگی، شجاعت و ایثار و ... این قبیل صفات از مکارم اخلاق ومزایای واقعی هر انسان محسوب می شود(امینی، ص102، 1378)

   برعکس، صفات زشت از نقاط و ضعف انسان محسوب می شود، مانند بی تقوایی،تندخویی، پرروئی، بدزبانی، ترسویی، نفاق، پرتوقعی، بخل، کثیف بودن، ولخرجی و... این ها از نقاط منفی انسان محسوب می شوند و در همین زمینه روایاتفراوانی آمده است. رسول خدا(ص) می فرماید: «اذا جائکم من ترضون خلقه و دینهفزوجوه الا تفعلوه تکن فتنه فی الارض و فساد کبیر»[21]؛( حر عاملی، ج14، ص51)

   و نیز در روایت دیگر می فرماید: «زوجها من رجل تقی فانه ان احبها اکرمها وان ابغضها لم یضلمها؛ دخترت را به ازداوج انسان مقتی و پرهیزگار درآور؛زیرا اگر دخترت را دوست داشته باشد او را اکرام و احترام می کند و اگر نسبتبه او بغض داشته باشد به او ظلم نمی کند.»(طبرسی، ص33، 1376)

   خداوند در آیات زیادی از جمله آیه 19،  سوره نساء، حسن معاشرت مردان را با زنان سفارش کرده است. «يا ايهاالذين امنوا لايحللكم ان ترثوا النساء كرها و لاتعضلوهن لتذهبوا ببعض ما اتيتموهن الا انيأتين بفاحشة مبينة و عاشروهن بالمعروف فان كرهتموهن فعسي ان تكرهوا شيئاً ويجعل الله فيه خيراً كثيراً.» (نساء، 19(

   در اين آيه نيز معاشرتبه معروف، محور بحث و توصيه به مردان در برخورد با زنان است. آيه بيانگردو نهي و يك امر به مردان است. نهي از به ارث بردن زنان و گرفتن تمام يابخشي از مهريه‌ي آنان به زور و امر به معاشرت به معروف با زنان است. «آيههم ندا است و هم تنبيه، هم اشارت است و هم شهادت و هم حكم يا نداست. «أيها» تنبيه است؛ «الذين» اشارت است؛ «آمنوا» شهادت است؛ «لا يحل لكم ... كرها» حكم است و بيان حكم آن است كه ]زنان را[ از راه تلبيس و تدليس برايشان حكمنكنيد و قهر نرانيد و آن‌چه شرع نپسندد، از ايشان نخواهيد؛ بلكه با ايشانبه معروف زندگي كنيد. (و عاشروهن بالمعروف، اي بتعليم الدين و التأدبالاخلاق المسلمين).» (ميبدي، 1357: ج2، ص47(.

    توصيه‌ي خداوند بهرعايت معاشرت به معروف در مراحل خاص مثل طلاق، حاكي از آن است كه در مواقععادي به طريق اولي مرد بايد مراعات معروف را بنمايد. معاشرت به معروف، خاصمواضع ذكر شده در آيات نيست؛ بلكه همه رفتارها و برخوردهاي مرد نسبت بههمسر را شامل مي‌شود. يعني مردان بايد در هر معاشرتي كه با زنان دارند،مراعات معروف و نياز روحي آنان را بكنند. با توجه به جامع‌نگري و دقت اسلامدر روابط زن و مرد در محدوده‌ي خانواده، اين حكم الهي(حسن معاشرت) بهترينضامن اصلاح روابط در خانواده‌ها مي‌باشد؛ به شرط آن‌كه آگاهي و عمل آنان رابه همراه داشته باشد.

  این امر نشان دهنده این است که وجود اخلاق خوب و حسن معاشرت، استحکام و پایداری میان اعضای خانواده را استوار می سازد و مانع گسیختگی و فروپاشی اساس خانواده می شود. که تحقیقات انجام یافته (ساروخانی، 1387) حاکی از ان است که این عوامل موجب فروپاشی اساس خانواده شده است. 

   4-تأمين نيازهاى جنسى

   يكى از مهم ترينعوامل تحكيم خانواده ، پاسخگويى مثبت و متقابلِ زوجين به نيازهاى جنسىيكديگر است. بر اساس تحقیقات انجام یافته ، در ايران، دست كم پنجاه درصد طلاقهايى كه در دادگاه خانواده به بهانه هاى گوناگون صورت مى گيرد، ريشه درمسائل جنسى دارد و به تجربه ثابت شده است كه در خانواده هايى كه مشكلاتجنسى زوج ها برطرف شده ، احتمال فروكش كردن مشكلات خانواده ، افزايش يافتهاست[22].

   بر این اساس اسلام رهنمودهاى ارزنده ای براى تأمين نيازهاى جنسى زوجين ارائه نموده است که در صورت توجه از سوی خانواده و جامعه، اساس و بنیان خانواده از فروپاشی و سستی نجات می یابد که در این بحث به چند مورد آن اشاره می کنیم:

   4-1- تأكيد بر پاداش معنوىِ تأمين نيازهاى جنسى

    نكته قابل تأمّل و حایز اهميت  در روايات اسلامى، به منظور تشويق زوجين برتأمين نيازهاى جنسى يكديگر، تأكيد دارند كه لذّت جنسى حلال ـ كه يك امر صددر صد مادى است، پاداش معنوى نيز دارد . محدّث بزرگ ، شيخ كلينى در اينباره روايت نموده كه پيامبر(ص) به ابوذر فرمود : «إيتَأهلَكَ تُؤجَرْ» [23]. ابوذر با شگفتى ازآن حضرت پرسيد : «آتيهِم واُؤجَرُ؟!»[24]. پيامبر(ص) پاسخ داد : «كَما أنَّكَ إذا أتَيتَ الحَرامَاُزِرتَ ، فَكَذلِكَ إذا أتَيتَ الحَلالَ اُوجِرتَ »[25]  همان گونه كه اگرمرتكب حرام شوى ، گناهكار هستى ، هر گاه با حلال درآميزى ، پاداش مى يابى. در روايتى ديگر از ايشان آمده است : «فَإذا هُوَ جامَعَ تَحاتُّ عَنهُالذُّنوبُ كَما يَتَحاتُّ وَرَقُ الشَّجَرِ ، فَإذا هُوَ اغتَسَلَ انسَلَخَمِنَ الذُّنوبِ».[26]و چون مجامعت كند ، گناهان او همچون برگ درخت ، فرومى ريزند ، و هر گاه غسل كند ، از گناهانْ شسته مى شود.

   4-2- توصيه به آراستگى زن براى شوهر

   اولینرهنمودى كه زمينه را براى تأمين نيازهاى جنسى زوجين آماده مى كند.  آرايشكردن زن براى شوهرش است . در روايات اسلامى ، از يك سو آرايش زن براى غيرشوهر، به شدّت مذموم و ممنوع شناخته شده و از سوى ديگر ، آرايش زن براىشوهرش ، مورد تأكيد قرار گرفته است. اين، بدان معناست كه آرايش زن مىتواند مقدمه فروپاشى خانواده و يا تحكيم اين نهاد مقدّس باشد. به اينروايات ، توجّه كنيد : «َولا أنَّ المَرأةَ تَصَنَّعُ لِزَوجِها لَصَلَفَتعِندَهُ» .[27] اگر زن ، خود را براى شوهرش نمى آراست ، بى گمان در دل او جانمى گرفت . لِتَطَيَّبِ المَرأةُ المُسلِمَةُ لِزَوجِها». زن مسلمانبايد خود را براى شوهرش خوش بو سازد . برپايه گزارش مقاتل بن حيّان ،هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله دختران خود را شوهر مى داد، هم بهآنها توصيه مى كرد كه قبل از آميزش ، خود را شستشو كنند و هم به شوهرانآنها .(جوادی آملی، 1369)

  4-3- نكوهش عدم تأمين نيازهاى جنسى

   در بسیاری  از روايات ، هم مرد بر عدم تأمين نيازهاى جنسى همسر و هم زن ، برعدم تأمين نيازهاى جنسى شوهر ، به شدّت نكوهش شده اند. جالب توجّه اينكه طبق نقل مرحوم كلينى ، پيامبر صلى الله عليه و آله خطاب به زنان مىفرمايد : «لا تُطَوِّلَنَّ صَلاتَكُنَّ لِتَمنَعنَ أزواجَكُنَّ».   نمازهاىخود را طول ندهيد ؛ تا اينكه شوهرانتان را [ از خود ] باز داريد . درروايت ديگرى نيز آمده كه پيامبر صلى الله عليه و آله خطاب به يكى از يارانخود به نام عثمان بن مظعون ـ كه به دليل پرداختن بيش از حد به عبادت ، ازاداى حقوق جنسى همسر خود امتناع مى ورزيد ـ مى فرمايد : «إنَّ لِأهلِكَعَلَيكَ حَقّا»(غرر الحکم، به نقل از ری شهری)  همسرت نيز بر تو حقّى دارد . و در روايتى ديگر خطاب بهاو مى فرمايد : «يا عُثمانُ ، لَم يُرسِلنِي اللّه ُ تَعالىبِالرَّهبانِيَّةِ ، ولكِن بَعَثَني بِالحَنيفِيَّةِ السَّهلَةِ السَّمحَةِ، أصومُ واُصَلّي،  وألمِسُ فَمَن أحَبَّ فِطرَتي فَليَستَنَّ بِسُنَّتي ،ومِن سُنَّتِي النِّكاحُ»(غرر الحکم)  .  اى عثمان ! خداوند متعال، مرا به رهبانيتنفرستاده ؛ بلكه مرا با آيين يكتاپرستىِ سهل و ساده گير ، فرستاده است . من، هم روزه مى گيرم و هم نماز مى خوانم و هم با همسرم آميزش مى كنم . پس ،هر كه آيين مرا دوست دارد ، بايد از سنّت من پيروى كند و از جمله سنّت من ،ازدواج كردن است.   

   4-4- توصيه به آراستگى مرد براى همسر

    بههمان ميزان كه آرايش زن براى شوهر توصيه شده ، آراستگى مرد براى همسر نيزدر روايات اسلامى ، مورد تأكيد است . به اين روايت توجّه فرماييد : «يَجِبُعَلَى الرَّجُلِ لِامرَأتِهِ ما يَجِبُ لَهُ عَلَيها ؛ أن يَتَزَيَّنَ لَهاكَما تَتَزَيَّنُ لَهُ في غَيرِ مَأثَمٍ».(جوادی آملی، ص66، 1369)  مرد در برابر زنش، همانوظيفه اى را دارد كه زنش در برابر او دارد ؛ يعنى خود را براى او بيارايد ،همچنان كه زنش، خود را براى او مى آرايد ؛ ولى نبايد به گناه بيفتد . درجاى ديگرى آمده است : «تَهِيئَةُ الرَّجُلِ لِلمَرأةِ مِمّا يَزيدُ فيعِفَّتِها»(همان) آراسته بودن مرد براى زن ، از عواملى است كه بر پاك دامنىِزن مى افزايد . نكته قابل تأمّل اين كه بر پايه روايتى از امام كاظم عليهالسلام يكى از عوامل آلودگىِ زنان شوهردار ، بى توجّهى شوهران آنان بهآراستگى خود براى همسران است . متن روايت، اين است : إنَّ التَهيِئَةَمِمّا يَزيدُ في عِفَّةِ النِّساءِ ، ولَقَد تَرَكَ النِّساءُ العِفَّةَبِتَركِ أزواجِهِنَّ التَّهيِئَةَ ».(غررالحکم، به نقل از ری شهری، ص314) آرى . آراسته بودن ، از عواملى استكه بر پاك دامنىِ زن مى افزايد. زنان، از آن رو تركِ پاك دامنى مى كنندكه شوهرانشان آراسته بودن را ترك مى نمايند.

شش . رعايت آداب آميزش

  رعايترهنمودهايى كه درباره آداب آميزش جنسى در روايات اسلامى آمده ، مانند:احساس نياز جنسى، شوخى و بازى، و درنگ، نيز در تأمين نيازهاى جنسى،بسيار مؤثّر است. تصريح پيشوايان اسلام به اين آداب ، بدين معناست كهآموزش جنسى در حدّ مشروع، نه تنها ضدّ ارزش نيست، بلكه اقدامى لازم وضرورى و در جهت تأمين كامل اين نياز غريزى، و تحكيم نهاد مقدّس خانوادهاست (حسینی، 1388)

 رعايت شمارديگرى از آداب آميزش جنسى ، مانند: ذكر و دعا،  قداستمعنوى اين اقدام را تقويت مى كند و بدين سان ، وسيله ديگرى براى تحكيمنهاد خانواده فراهم مى گردد. (همان منبع، ص339).

   5- دعای اعضای خانواده در حق همدیگر

 از منظر اسلام دارای اهمیت و جایگاه ارزنده دارد و به همین خاطر  ‌براي تحكيم بنيان خانواده وجلوگيري از پاشيدگي آن  دستورالعمل  و راهکارهاي فراوانی ارائه نموده است، از جمله راهكارهاي تحكيم روابط خانواده دعاي خوب اعضاي خانواده در حقيكديگر است، ‌اين دعاها به نوعي در ايجاد محبت و مهرباني بين افرادخانواده و تقويت ارزشهاي انساني و ايمني در بين آنها نقش بسزا دارد، ‌چه آنكه دعا كننده به نوعي نسبت به كساني كه ايشان را دعا مي كند ابراز علاقه ومحبت مي كند، ‌از همين روي به گسترش مهرباني و محبت تاكيد شده، ‌چنانچه درحديث قدسي آمده كه: «ان الله انا الرحمن خلقت الرحم و شفقت لها اسماً‌ مناسمائي فمن وصلها وصلته و من قطعها قطع»[28] (نيشابوري، 1406 ق: 158/4 و نوري، ‌1408ق: 243/15)

   از جمله آثار مثبت و خوبدعا در حق افراد از جمله اعضاي خانواده آن است كهدعا باعث مسرت و خوشحالي افرادي كه در حق ايشان دعا مي كنيم،  مي شود . ( ‌اصفهاني احمد آبادي،1383: 386/1(

   دعاء در لغت عبارت است از ميل انسان به چيزي با صدا و كلام، و در اصطلاحعبارت است از طلب پايين دست از بالا دست از روي خضوع و استكانت، دعاء درمعناي همچون استغاثه و عبادت و... به كار رفته است، ‌استغاثه، ‌مانند«اذالقيت العدو خاليا فادع المسلمين» هر گاه با دست خالي (بدون سلاح) با دشمنروبرو شدي، مسلمنان را به فرياد رسي بخوان. كاربرد دعاء در معناي عبادت،‌مثل آيه« ان الذين تدعون من دون الله عباد امثالكم فادعوهم فليستجيبوالكم»(اعراف /194) در آيه «اجيب دعوه الداع اذا دعان»( البقره /186) ابنمنظور از قول ابواسحاق نقل كرده كه دعاي براي خداوند به يكي از وجوه سهگانه است كه عبارتند از (ابن منظور المصري، 1405ق: 257/14)

1- توحيد و ثناي خداوند به وسيله عباراتي همچون «يا لا اله الا انت»، «ربناو لك الحمد» و مشابه آنها. آيه «ادعوني استجب لكم» (غافر/60) به همين معنيمي باشد

2-طلب عفو و رحمت و مشابه آن ها از خداوند، مثل «اللهم اغفرلنا»

3-طلب نصيب و بهره از دنيا، مثل «اللهم ارزقني مالاً‌ و ولداً»

  موارد سه گانه فوق، دعاء ناميده مي شوند، چه آن كه با عباراتي، ‌همچون«يا الله»، «يا رب»، ‌«يا رحمن» و مشابه آنها شروع مي شوند. در حديث عرفهآمد كه «اكثر دعائي و دعا الانبياء قبلي بعرفات لا اله الا الله وحده لاشريك له له الملك وله الحمد و هو علي كل شيء قدير» (مجلسي، محمد باقر 1404ق: 1/)13

 در قرآن، علاوه بر عبادت و استغاثه، دعاء در معاني ديگري به كار رفته است كه عبارتند از:

1-نداء: «دعوت فلاناً»، ‌يعني فلاني را نداء نمودم و صدا زدم، آيه «قلتعالوا ندع ابنائنا و ابنائكم و نسائنا و نسائكم و انفسنا و انفسكم»(آلعمران/61)، گاهي كلمات نداء و دعاء با هم به كار مي روند، ‌مثل «مثل الذينكفروا كمثل الذي ينعق بما لا يسمع الا دعاء و نداء» (البقره /171) مثل آنهاكه كافر شدند مانند كسي است كه بانك زند بر حيواني كه چيزي نمي شنود جزبانك زدن بر او.

2-طلب: دعاه، يعني طلبه، ‌مثل « و ان تدع مثقله الي حملها لا يحمل منه شيء و لو كان ذا قربي»واگر شخص سنگين باري، ديگري را براي حمل گناهان خود بخواند، ‌چيزي از آن را بر دوش نخواهد گرفت هر چند از نزديكان او باشد»

3- تشويق و ترغيب به چيزي، مثل «قال رب اني دعوت قويم ليلا و نهارا» (نوح، آیه5)، نوح گفت: «پروردگارا من قوم خود را شب و روز به عبادت تو تشويق و ترغيبكردم»

4-نسبت دادن، مثل «ادعوهم لابائهم هو اقسط» (احزاب/5) فرزندان را به نامپدرانشان بخوانيد (به آنها نسبت دهيد) كه اين كار نزد خدا عادلانه تر است.

5-سوال و درخواست، مثل «ادع لنا ربك» (البقره/69) براي ما از پروردگارت بخواه

   با توجه به معاني ياد شده، ‌دعاي افراد در حق يكديگر به خصوص دعاي اعضايخانواده در حق يكديگر گذشته از آثار معنوي موجب ايجاد محبت و تحكيم روابطخانوادگي و تقويت عواطف انساني می شود. 

 همچنین حضرتامام سجاد (ع) در دعايي كه به يكي از دوستان خود تعليم داد، فرمود: «ربّلاتذرني فرداً و انت خيرالوارثين، و اجعل لي من لدنك ولياً يرثني في حياتي ويستغفرلي بعد موتي واجعله لي خلقاً سوياً و لاتجعل للشيطان فيه نصيباً،اللهم اني استغفرك و اتوب اليك، انك انت الغفور الرحيم» (مجلسي، 1364: ج 8 ،ص544)[29].

در اين دعا نيز، مؤمن براي خودو وارثانش از خداوند مغفرت، خلقت نيكو، دوري از شيطان و زيبايي ظاهر وباطن طلب مي‌كند. ضروري است كه اهل خانه به اين پيوستگي عاطفي و الهي توجهداشته باشند و خود را در خدمت اعضا بدانند، نه طلبكار از آنان و چنان‌كهاشاره شد، خدمت به ديگران، دعا در حق آنان و رعايت اخلاقيات را وظيفه‌ي خودو حق آنان دانسته، نه لطف و مرحمت نسبت به آن‌ها. حاكميت اين فرهنگ قرآني،به‌طور مسلّم در تحكيم و تحسين روابط خانواده مؤثر خواهد بود

    6-تأمين نيازهاى دينى

  اساسى ترين و مهمترین عامل امنيت و آرامش درونى خانواده، دین است . به همین خاطر، رعايتارزش هاى دينى، مهم ترين عامل تحكيم خانواده محسوب مى شود . امام على عليهالسلام طبق نقلى، درباره نقش دين در آرامش زندگى چنين مى فرمايد :« إنّيإذَا استَحكَمتُ فِي الرَّجُلِ خَصلَةً مِن خِصالِ الخَير احتَمَلتُهُ لَهاوَاغتَفَرتُ لَهُ فَقَد ما سِواها ، ولا أغتَفِرُ لَهُ فَقدَ عَقلٍ ولاعَدَمَ دينٍ ، لِأنَّ مُفارَقَةَ الدّينِ مُفارَقَةُ الأمنِ ، ولا تَهنَأحَياةٌ مَعَ مَخافَةٍ ، وعَدَمُ العَقلِ عَدَمُ الحَياةِ ، ولا تُعاشَرُالأمواتُ »[30].(تحفه القعول)همچنین قرآن كريم ، مردان باايمان را موظّف كرده كه از طريقتأمين نيازهاى دينى خانواده خود ، آنان را از گرفتارى آتش دوزخ محافظت كنند: «اى كسانى كه ايمان آورده ايد ، خودتان و خانواده تان رااز آتشى كه سوخت آن ، مردم و سنگ ها هستند ، حفظ كنيد . بر آن آتش ،فرشتگانى خشن و سختگير [ گمارده شده ]اند . از آنچه خدا به آنان دستور داده، سرپيچى نمى كنند و آنچه را كه مأمورند ، انجام مى دهند »[31](تحريم : آيه 6).  از امام على(ع) در تبيين اين آيه روايت شده كه مى فرمايند : «عَلِّمُوهُموأدِّبُوهُم»[32] .(ری شهری، 1390). به آنان علم و أدب بياموزيد . بى توجّهى به ارزش هاى دينى، پيش از آن كه اعضاى خانواده را در آخرت ، گرفتار آتش دوزخ كند ، در هميندنيا آنها را در آتش احساس ناامنى خانوادگى و انواع مشكلات ناشى از آن مىسوزاند . نخستين وظيفه مرد براى احياى ارزش هاى دينى در خانواده خود،وادار ساختن آنها به نماز است؛ زيرا نماز، از انواع ناهنجارى هاى اخلاقى ورفتارى پيشگيرى مى نمايد.[33] خداوند متعال خطاب به پيامبر خود مى فرمايد: «وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَوةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْهَا».[34]  و كسان خودرا به نماز فرمان ده و خود بر آن شكيبا باش» . توجه به خدا ، نه تنها درتأمين نيازهاى معنوى و آرامش روانى خانواده مؤثّر است ، بلكه در رهايى ازتنگناهاى مادى زندگى نيز نقش دارد . از اين رو ، اهل بيت عليهم السلام درگرفتارى ها ، از خانواده خود مى خواستند كه از نماز و دعا يارى جويند.  بديهى است كه تأكيد بر نماز در تربيت دينى ، به معناى بى توجّهى به ديگرارزش ها نيست ؛ بلكه برنامه ريزى جهت پرورش همه ارزش هاى اسلامى و انسانىدر خانواده ضرورى است ، چنان كه از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت شدهاست كه مى فرمايد : «أدِّبوا أولادَكُم عَلى ثَلاثِ خِصالٍ : حُبِّنَبِيِّكُم ، وحُبِّ أهلِ بَيتِهِ ، وعَلى قِراءَةِ القُرآنِ»( ری شهری، ص260). فرزندانخود را بر سه خصلتْ تربيت كنيد : دوست داشتن پيامبرتان ، دوست داشتن اهلبيت او، و خواندن قرآن . نيز روايت شده كه امام على عليه السلام خطاب بهكميل بن زياد فرمود : «يا كُمَيلُ ، مُر أهلَكَ أن يَروحوا في كَسبِالمَكارِمِ، ويُدلِجوا في حاجَةِ مَن هُوَ نائِمٌ» .(اى كميل ! بهخانواده ات فرمان بده كه روزها در پى كسب خصلت هاى والاى انسانى بروند ، وشبانگاهان ، در پى رفع نيازهاى خُفتگان).

    7- پرهیزاز آفت حسد

    یکی دیگر از عوامل اساس خانواده پرهیز از حسادت می باشد. حسد آفت زندگی است و زندگی را برای اعضای خانواده تنگ و غیرقابل تحمل می سازد در همین زمینه از امام علی (ع) نقل شده است:«الحسد ینکه العیش؛ حسد زندگیرا تنگ سازد.[35]» همه ی اعضابایستی یار هم در مسیر پیش رفت باشند چرا که سعادت خانواده در گرو سعادتفرد فرد آن است و حسد آفتی در روابط خانوادگی محسوب می گردد. چنان که درخانواده ی یعقوب(ع)، حسادت برادران یوسف(ع) بر او، موجب جدایی اعضایخانواده از همدیگر - هم به لحاظ بعد مکانی و هم بعد روحی و روانی - گردید؛یوسف(ع) از کانون خانواده جدا شد و یعقوب(ع) سال ها از پسرانش دل رنجیدهبود.

  8- وفاداری اعضای خانواده نسبت به یکدیگر

  رازدارییکی از مهم ترین شروط وفاداری همسر است که در صورت نبود آن میان اعضای خانواده،  آتش خیانت تمام اعضای خانواده را تهدید خواهد کرد. در رابطه با این مطلب در این آیه آمده است: «وَإِذْ أَسَرَّالنَّبِیُّ إِلَىٰ بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِیثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِوَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ ۖفَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنْبَأَکَ هذا ۖ قَالَ نَبَّأَنِیَالْعَلِیمُ الْخَبِیرُ[36]» [37]این نکته نیز بسیار اهمیتدارد که آتش خیانت، تمام خانواده ها را تهدید می کند چرا که انبیایی چوننوح(ع) و لوط(ع) از سوی همسران خود به آن مبتلا گردیدند:

  «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِینَ کَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ ۖ کَانَتَا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَیْنِفَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ یُغْنِیَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَیْئًا وَقِیلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِینَ.»[38] در واقع می توان گفت که  وفاداری اعضایخانواده سبب ایجاد صمیمیت و محبت میان زوجین می گردد و نیز سپری محکم در برابرمشکلات و سختی ها و پشتیبانی پایدار جهت استحکام بنیان خانواده   می شود.

   از جمله عوامل دیگری که اساس و بنیان خانواده را مستحکم و استوار می سازد و در آیات و روایات زیادی به آن اشاره شده است عواملی نظیر؛ وجود روحیه ی صبر و پایداری و متانت در فراز و فرودهای زندگی،  برخورداری از روحیه ی گذشت و بزرگواری و تقویت آن، حاکمیت راستگویی و  صداقت در فضای خانواده، تدبیر منزل و مدیریت و برنامه ریزی صحیح در خانواده،دينداري و تعهدات الهي،رعایت  ادب و احترام متقابل در خانواده، وجود اعتماد در خانواده و پرهیز از سوء ظنمی باشد که وجود هر کدام یک از آنها در میان اعضای خانواده، مانع فروپاشی خانواده و استحکام و پایداری میان اعضای خانواده می گردد. که لازم است از سوی تمای زوجین رعایت و مراعات شود.

   بحث و نتجه گیری

   اساسی ترین و اصلى ترين ركن جامعه و بستر فرهنگ هاى گوناگون و زمينه سازخوشبختى و يا بدبختى انسان ها و امت ها،   نهاد خانواده است. به همین خاطر در اسلام برنامه های مفصل و کاملی برای سالم سازی و تآمین نیازهای روحی و روانی این نهاد به عمل آمده است.

   خانواده از منظر قرآن، از جايگاه محوري و كليدي برخوردار است و هسته‌ي مركزي شكل‌گيري جامعه را تشكيل مي‌دهد(بقره، آیه 223)، خانواده از منظر قرآن، خشت بناي اجتماع است. جايگاه خانواده، درساختمان جامعه، هم چون «اتم» در ساختان اجسام طبيعي است. اگر خانواده سالم وصالح و استوار باشند. مي‌توان به داشتن جامعه‌اي سالم، صالح و متعالي واستوار اميدوار بود. تحقیقات انجام یافته( ساروخانی، 1382، حسینی 1387، و ....) حاکی از آن است که علت فروپاشی روابط بین زوجین در کشورهای اروپایی از جمله آمریکا و انگلیس، سست بودن روابط فی مابین اعضای خانواده است. در این کشورها سست بودن اعتقادات معنوی، ارزشمند نبودن جایگاه خانواده در بین آنان، عشق و محبت ظاهری و عوامل دیگر، نهاد خانواده به سمت فروپاشی گرایش پیدا کرده است.

   بنابراین، اگر در این اندشیه هستیم که یک جامعه سالم و استوار داشته باشیم در مرحله اول باید به عوامل تحکیم اساس خانواده اهمیت و ارزش بدهیم.  سعادت و شقاوت یک جامعه و به تبع آن یک کشور، به رشادت و سعادت خانواده بستگی دارد که اگر نهاد خانوداده سست و استوار نباشد به ضلالت و بدبختی آن جامعه خواهد انجامید.

  دین اسلام جهت مستحکم نمودن اساس خانواده،برنامه و آموزهای متعددی را ارائه نموده است. از جمله؛ پرهیزگار ی و فضیلت، تأمین نیازهای دینی و جنسی، صداقت  و راستگویی و...، در دین اسلام، به عنوان عوامل استحکام و استواری بنیاد خانواده تأکید شده است. که زوجین با به کار بستن این آموزه های دینی، می توانند روابط میان اعضای خانواده خود را مستحکم و پایدار سازند.

  نتایج حاصله از این نوشتار، حالی از آن است که با توجه به مستندات آیات و روایات، اصل حاکمیت،اصل امنیت، طهارت، حکمیت و ...، به عنوان اصول تحکیم خانواده، شناخته شده و عواملی نظیر؛  ایمان و فضیلت، اظهار عشق و محبت زوجین بسبت به همدیگر، خوشخویی و حسن معاشرت، دعا اعضای خانواده در حق همدیگر، پرهیز از سوء ظن و حسادت، تامین نیازهای جنسی و دینی و ....،  از عوامل تحکیم و استوار نهاد خانواده، به شمار می رود که زوجین با به  کار گیری و اهتمام به این آموزه ها، می توانند نهاد خانواده و به تبع آن جامعه را از فروپاشی و ضلالت نجات داده و سعادت و خوشبختی خانواده و جامعه را تضمین نماید.  

 

 

 

 

        منابع

 

  • قرآن کریم

1-احمد بن محمد بن عیسی بن عبدالله اشعری قمی،ابو جعفر"النوادر"، انتشارات مدرسه امام مهدی(ع)، قم، 1408ق

  2- امینی، ابراهیم، "انتخاب همسر"، تهران: مؤسسه­ی انتشارات امیرکبیر، سال 1378

3- آمدی، عبد الواحد ، "غرر الحکم و درر الکلم"، ترجمه: محمدعلی انصاری، قم: امام عصر، ١٣٨٥

4-بهجت پور و دیگران، عبد الکریم ، "تفسیر موضوعی قرآن کریم"، قم، معارف، ١٣٨٥

5-بهشتی، احمد، "خانواده در قرآن"، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، 1377

6-جوادی آملی، عبدالله، "زن در آیینه جمال و جلال"، قم،نشر اسرء،1376

7-حسینی، مجتبی ، "احکام روابط زن و شوهر (پرسش ها و پاسخ های دانش جویی)"،قم: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، دفتر نشر معارف، ١٣٨٨

8-حر عاملی، محمد بن حسن ، "آداب معاشرت از دیدگاه معصومین(ع)" [برگزیده یوسائل الشیعه]، ترجمه: محمدعلی فارابی و یعسوب عباسی علی کمر، مشهد: بنیادپژوهش های اسلامی، ١٣٨٦

9-حر عاملی، محمد بن حسن، "وسائل الشیعه"، قم، موسسه آل البیت لاحیاء التراث، 1414ق

10- حرانی،ابو محمد ، "تحف العقول"، ترجمه: صادق حسن زاده، قم، آل علی، ١٣٨٧

11- ساروخاني، باقر، "جامعه‌شناسي خانواده"، تهران، سروش، 1379

12- ساروخانى، باقر، "مکارم الاخلاق"، تهران، منشورات شریف رضی، 1376

14- قنادان، منصور، "جامعه‌شناسي مفاهيم كليدي"، تهران، آواي نور، 1375

15- کلینی،  محمد بن یعقوب بن اسحاق ، "اصول کافی"، ج٢،تهران، دارالکتب الاسلامی،1363

کرمی فریدنی، علی،  "نهج الفصاحه"، قم، حلم، ١٣٨٥

16-معادی خواه، عبدالمجید،  "فروغ بی پایان قرآن کریم"، قم،1382

17-مکارم شیرازی،  ناصر، "تفسیر نمونه"، ج٢، قم، دار الکتب الاسلامیه، ١٣٦٢

18- مجلسی، محمدباقر ، "توحید مفضل"، قم، 1389

19- مرتضى مطهرى، "مجموعه آثار"، ج 19،تهران، سدرا،  1387

20- میبدی، رشیدالدین، "کشف الاسرار و عده لابرار"، امیر کبیر، تهران، 1357

 21- مصباح يزدى،محمدتقى،  " اخلاق در قرآن"، ج 3، 1387

22- معادی خواه،  عبدالمجید ، "فروغ بی پایان قرآن کریم"، ذیل لغت خانواده، قم،  1389

23-محمدری شهری،"تحکیم خانواده ازنگاه قرآن و سنت"، قم، 1390

24- نجاريان، فرزانه،  "عوامل مؤثر در كارايي خانواده"، دانشگاه آزاد اسلامي (پايان‌نامه كارشناسي ارشد)، 1375

 

 

  

 



[1]- «وَ كَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضى‏ بَعْضُكُمْ إِلى‏ بَعْضٍ وَ أَخَذْنَ مِنْكُمْ ميثاقاً غَليظاً»

[2]-وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً وَ جَعَلَلَكُمْ مِنْ أَزْواجِكُمْ بَنينَ وَ حَفَدَةً وَ رَزَقَكُمْ مِنَالطَّيِّباتِ أَ فَبِالْباطِلِ يُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَتِ اللَّهِ هُمْيَكْفُرُونَ».

[3]-نوري طبرسي، مستدرك الوسائل، ج14، ص153

[4]نور ،32.

[5]-نور ، 33

[6]-بقره ، 223

[7]- و من اياته أن خلق لكم من أنفسكم أزواجاً لتسكنوا إليها»

[8]- سوره ابراهيم،آیه 26-24

[9]- سوره نور، آیه 2

[10]- مجادله، آیه 3

[11]- نور، آیه 28-27

[12]-نساء/١.

[13]-بقره/٢٢١.

[14]عبد الکریم،  بهجت پور و دیگران، تفسیر موضوعی قرآن کریم، قم، معارف، ١٣٨٥، ص٢٤٨.

[15]-عبدالمجید،  معادی خواه، فروغ بی پایان قرآن کریم، ذیل لغت خانواده(.

[16]-بقره، آیه­ی 21

[17]- حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج14، ص31، بیروت؛ دار احیاء التراث.

[18]- تحف العقول : ص 45.

[19]- تحفه العقول،  ص 204 ح 279.

[20]- و با آنها بشايستگى رفتار كنيد؛ و اگر از آنانخوشتان نيامد، پس چه بسا چيزى را خوش نمى داريد و خدا در آن مصلحت فراوانقرار مى دهد

[21]-  «اگر کسی به عنوانخواستگار به نزد شما آمد که خلق و دینش را می پسندید با او ازدواج کنید واگر به دستور عمل نکنید فتنه و فساد بزرگی در زمین به وجود خواهد آمد»

[22]- ر . ك : سايت خبرى «تابناك» 19 / 1 / 1387 ، مصاحبه دكتر سيّد كاظم فروتن ، سرپرست كلينيك سلامت خانواده.

[23]- با همسرت نزديكى كن كه پاداش مى گيرى

[24]- براى نزديكى كردن با آنها مأجور هستم؟!

[25]- ر . ك : ص 318 ح 521، ری شهری

[26]- غرراحکم، به نقل از ری شهری- ر . ك : ص 316 ح 520.

[27]- ر . ك : ص 312 ح 508

[28]- من خداوندم، من مهربانم، خودمهرباني را آفريده ام و از آن اسمي را براي خود برگزيده ام، هر كس آن رامراعات كند از او مراقبت و حمايت مي كنم و هر كس آن را قطع كند با او قطعرابطه خواهم نمود.

[29]-  «پروردگارا، مرا تنها مگذار و تو بهترين وارثاني. براي من از جانبخود فرزندي قرار ده كه در زندگي وارث من باشد و بعد از مرگم، برايم طلبآمرزش كند و او را از نظر خلقت، سالم و هماهنگ گردان و براي شيطان، در اوبهره‌اي قرار مده. خدايا! از تو طلب آمرزش مي‌كنم و به درگاهت توبهمي‌نمايم كه تو آمرزنده و رحيمي»

[30]- «من هر گاه در مردى ، خصلتى از خصلت هاى نيك را استوار يافتم ،او را به سبب دارا بودن آن ، تحمّل مى كنم و بى بهرگى اش از ديگر خصلت هاىنيك را ناديده مى گيرم ؛ امّا نمى توانم نابخردى و بى دينىِ او را ناديدهبگيرم ؛ زيرا جدا شدن از دين ، جدا شدن از امنيت [و آرامش ]است . زندگىِهمراه با ترس ، گوارا نيست ، و نابخردى نيز مُردگى است ، و با مردگان ، كسىمعاشرت نمى كند»

[31]-  «یـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْنَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَـلـءِكَةٌغِلَاظٌ شِدَادٌ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ مَايُؤْمَرُونَ».

[32]- ر . ك : ص 250 ح 390

[33]-  «إنّ الصَلاةَ تَنهى عَنِ الفَحشاءِ والمُنكَر ؛ آية اللّه محمّدتقى بهجتاز استاد خود آية اللّه ميرزا على قاضى نقل كردند : «هر كس مداومت كند برنمازهاى واجب در اوّل وقت ، به همه مقامات معنوى مى رسد و اگر نرسيد ، مرالعنت كند!»

[34]- ر . ك : ص 259 (نقش نماز ، در رهايى از تنگناهاى زندگى) و ص 261 (نقش دعا ، در رهايى از تنگناهاى زندگى(

[35]- عبد الواحد آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ترجمه: محمدعلی انصاری، قم: امام عصر، ١٣٨٥، ح٨٥١.

[36]- سوره تحریم، آیه3

[37]- (به خاطر بیاورید) هنگامی را که پیامبر یکی از رازهای خود را به بعضی از همسرانش گفت، ولی هنگامی که وی آن را افشا کرد و خداوند پیامبرش را از آن آگاه ساخت، قسمتی از آن را برای او بازگو کرد واز قسمت دیگر خودداری نمود؛ هنگامی که پیامبر همسرش را از آن خبر داد گفت:«چه کسی تو را از این راز آگاه ساخت؟!» فرمود:«خداوند عالم و آگاه مرا باخبر ساخت!»

[38]- سوره تحریم،  آیه 10