بعد از ده روز از واقعه عاشورا جمعی از بنی اسد جون غلام ابی ذر غفاری را پیدا کردند در حالی که صورتش نورانی و بدنش معطر بوده و سپس او را دفن کردند.
جون کسی بود که امیر المومنین علی علیه السلام او را به 150 دینار خرید و به ابوذر بخشید. هنگامی که ابوذر را به ربذه رفت و بعد از رحلت جناب ابوذر به مدینه مراجعت کرد و خدمت امیر المومنین علیه السلام بود تا بعد از شهادت آن حضرت به خدمت امام مجتبی علیه السلام و سپس به خدمت امام حسین علیه السلام رسید و همراه آن حضرت از مدینه به مکه و از مکه به کربلا آمد.
هنگام جنگ در روز عاشورا خدمت امام حسین علیه السلام رسید و برای رفتن به میدان و دفاع از حریم ولایت و امامت اجازه خواست.
با انکه جون پیرمردی 90 ساله بود، ولی بچه ها در حرم با او انس فراوتنی داشتند. او به کنار خیمه ها برای خداحافظی و طلب حلالیت آمد، که صدای گریه اطفال بلند شد و اطراف او را گرفتند. هر یک را به زبانی ساکت کرد وبه خیمه ها فرستاد و مانند شیری غضبناک روی به آن قوم ناپاک کرد. هنگامی که روی زمین افتاد، امام حسین علیه السلام سر او را به دامن گرفت و بلند بلند گریه کرد و فرمود اللهم بیض وجهه وطیب ریحه واحشره مع محمد وال محمد.
از برکت دعای حضرت روی غلام مانند ماه تمام درخیدن گرفت و بوی عطر از وی به مشام رسید. چنانکه وقتی بدن او را بعد از ده روز پیدا کردند صورتش منور و بویش معطر بود.
نرم افزار باد صبا
